تکتک کلماتی که بهم هدیه دادین رو توی کولهی سال آیندهام میذارم و هرجا که لازم داشتم، از آرزوهای قشنگتون قرض میگیرم تا یهکم خوشبختی باهام همراه بشه، همراه با کتاب نگار، کتابخونهی خودم رو میسازم و با تکتک انرژیزاهایی که میخورم، ده برابر انرژی میگیرم؛ همیشه اتاقم عطر شیرینیِ جکس رو میده و سعی میکنم نذارم هیچچیزی زندگیم رو اونقدر تلخ کنه که از بوی خوب شمعش غافل بشم، با هیونگم سعی میکنیم روزها رو خیلی بهتر بسازیم و خودمون رو بین تمام چیزهایی که از دست میرن، بهدست بیاریم و تابلوی نقاشی ستایش مثل هرسال به بوم زندگیم، رنگ میپاشه.
بهلطف هری و آوین، امسالم شیرینتر و از قند شروع شده و سالی که نکوست، از بهارش پیداست.
پس چشمهام رو میبندم و یک آرزو میکنم، امیدوارم تا ابد اون سنگِ شانس، توی جیبِ رفاقتم بمونه و هیچوقت از من گم نشه؛ چون زندگی بدون شما اصلاً جالب نیست.
August 28, 2026 180 2