همه‌جا خاموشی‌ست. چرخِ افلاک به کین بر سرِ من می‌چرخد و جهان، بی‌خبر… — ✍Nicequotes1401✍ — TG.ME

همه‌جا خاموشی‌ست.
چرخِ افلاک به کین بر سرِ من می‌چرخد
و جهان، بی‌خبر از مردنِ تدریجیِ من،
بر مدارِ خود پردرد می‌گردد هنوز...

من آن بوته‌ی خشکم
که بر او بادی اگر می‌گذرد،
نیست جز ناله‌ی بی‌حاصلِ من.

​من کجایم؟
در کجای این شبِ تاریک و دراز؟
که نه پایی‌ست مرا سوی دیار،
نه امیدی که مرا خواند باز...
​مانده‌ام بر سرِ این راهِ سیاه،
خسته از چرخشِ بی‌حاصلِ ماه
کس نپرسد که در این موجِ بلا،
چون بسوزد دلِ تنهای مرا؟
​من کجا پای گذارم به جهان؟
که دگر موج، نبلعد تنِ من،
که دگر باد، نگیرد زِ کفم،
خرمنِ سوخته‌ی خانه و من...

پاسخی نیست به این پرسشِ تلخ...
شب همان شب،
راه همان راهِ دراز
​من در این گوشه‌ی خلوت، خاموش،
تکیه بر ظلمتِ شب داده‌ام و می‌دانم
گرچه فردا ندمد بر سرِ ویرانیِ من،
باز هم می‌گذرد این شبِ تاریک و سیاه...
​لیک در حافظه‌ی سردِ زمان،
ناله‌ام چو زمزمه‌ی بادِ بیابان باقی‌ست!

#فاطمه_هدیه
🔥4🥰1
September 5, 2026 69