آمنه از زمان کودکی و نوجوانی‌اش عبدالله بن عبدالمطلب را شناخته بود،… — نبراس الجنان — TG.ME

نبراس الجنانداستان آمنه بنت وهب [سردار مادران - مادر محمدﷺ] رسول اللهﷺ: «من فرزند زنی از قریش هستم که گوشت خُشک کرده می‌خورد.» کودکی و نوجوانی‌اش در محیط پاکیزه و پرورش کریمانه سپری شد، به او اصالت نسب و بلندی مقام جمع شده بود، بله همان چیزی که جامعه‌ی مکی در آن افتخار…
آمنه از زمان کودکی و نوجوانی‌اش عبدالله بن عبدالمطلب را شناخته بود، با وجود نزدیکی دو قبیله بازهم با گوشه‌ی چادرش حجاب می‌کرد، چون قبیله‌ی بنی‌هاشم قریب‌ترین خانواده‌ها را با آل‌زهره تشکیل می‌دادند. وقتی آغازین مراحل پختگی عمرش را سپری می‌کرد «از بهترین دختران قریش از لحاظ حسب و نسب و جایگاه به حساب می‌آمد» در زمانی که عبدالله بن عبدالمطلب نیز قدم به قدم به پختگی، تازگی و رشد جوانی به پیش می‌رفت.

روزی که عبدالله بن عبدالمطلب - به حکمتی که به شخص پروردگار معلوم است - با قیمت‌ترین فدیه‌ی صدشتری که تا آن روز عرب در میان خود ندیده بودند، عبدالمطلب از ذبح پسرش عبدالله منصرف شد، دست پسرش را گرفت و دوان دوان به طرف خانه‌ی قبیله‌ی بنی‌زهره (وهب بن عبد مناف بن زهره) رفت، که بالاترین مقام ذی‌شرف و صاحب نسب قبیله بود، از دختر او (آمنه) به پسر خود (عبدالله) خواستگاری نمود و به ازدواجش در آورد. بی‌بی‌آمنه با عبدالله به خلوت زفاف خود رفتند، دوستان و یاران با شادکامی و خوشحالی این ولیمه را جشن گرفتند، بعد از دیر شب به خانه‌های خود رفتند، زمین و زمان ساکت و آرام بود، نوری که در صلب عبدالله انتظار انتقال را می‌کشید به رحم آمنه منتقل شد.

🌱ادامـ‌‌ـــ‌‌ـه دارد...
@NebrasAlJenan
❤5
September 2, 2026 72