نازی‌آباد: بی‌اجازه‌ها: post #44 — TG.ME

که از نظر نویسندهٔ محترم فاصله تلقی نمی‌شود.] [به همسری و ... آقای خمارلو مدرسه.... را راه انداخت به زبان فارسی یعنی چه؟] از نقش توران خانم در تعلیم و تربیت هزاران کودک و نوجوانی گفتیم که در محضر او درس زندگی آموخته بودند. گفت و گفت و گفت [در اینجا به طرزی نامعلوم فاعل جمله و به تبع آن فعل جمله تغییر موضع می‌دهند. ما به او، و گفتیم به گفت وگفت وگفت تبدیل می‌شود. این هم بماند....] تا سرانجام همچون حسن ختام آن همدلی، جان کلام را برزبان آورد: «یادم می‌آید که از مراسم چهلم «بچه‌ها»(*) بر می‌گشتیم. من [مقصود پوری سلطانی است] با بغض به توران خانم گفتم حالا باید چکار کنیم؟ [گویا حالا که کار چهلم هم تمام شده، پوری که از بی‌کاری رنج می‌برد دنبال کار  و مشغلة بعدی است] و توران سرد و سخت [حالا چرا توران به کسی که بغض کرده سرد جواب می‌دهد؟ و چگونه سخت؟] پاسخ داد زندگی!»
«و بدینگونه بود که حقانیت رویکردهای متفاوت نسبت به عشق، مرگ و زندگی را هم به واقع و هرچند به سختی، اما از او آموختم.» [بدین‌گونه یعنی چگونه؟ یعنی از این نقل قول پوری از توران؟ و اگر گویندهٔ کلمهٔ زندگی توران است چرا راوی این رویکرد را «هم» به‌واقع، «اما» از پوری آموخته است؟ و همهٔ این آموزش مهم و تغییر آنی رویکرد در نگاه راوی به فلسفهٔ زندگی و عشق و مرگ تنها با شنیدن یک کلمه: «زندگی»؟...]
در توضیح ستارهٔ بالا که در میان پرانتز آمده، نویسنده پانویسی داده که عیناً در زیر می‌آورم:
اشاره به اعدام گروه افسران حزب توده در مهرماه ۱۳۳۲، از جمله سرگرد وکیلی همسر توران میرهادی و مرتضی کیوان شاعر
علامت تعجب جلوی کلمهٔ زندگی و بقیهٔ علامت‌گذاری‌ها از نویسندهٔ مقاله است. کار من نیست. اما آن‌چه موجب تعجب می‌تواند باشد نه پاسخ توران خانم، بل همین علامت تعجب است. از آن‌جا که همهٔ آن خاطره یا روایت را در این‌جا نیاورده‌ام به دو سه نکتهٔ دیگر آن اشاره می‌کنم و می‌گذرم. مانند: «مرکزخدمات کتابداری به تازگی در کتابخانه ملی ادغام شده بودند فعل جمع برای نهاد یا فاعل مفرد؟ البته در این باره استثنائی هم وجود دارد. که نویسنده خواسته باشد برای نهاد، یعنی مرکز خدمات کتابداری، احترامات به‌جا آورده باشد. «بی‌مهابا» به جای بی‌محابا. که البته در معنی غلط به‌کار رفته است: «بی‌مهابا می‌پریدم توی حوض کتابخانه و پاهایم را خنک می‌کردم.» یا «گر می‌زدم» به جای گُر می‌گرفتم. یا «ساعت های ناهاری» به جای ساعت‌های ناهار... بگذریم....
۴
از همان پانویس شروع می‌کنم که چنین است:
اشاره به اعدام گروه افسران حزب توده در مهرماه ۱۳۳۲، از جمله سرگرد وکیلی همسر توران میرهادی و مرتضی کیوان شاعر
۱- تاریخ اولین اعدام‌ گروهی افسران حزب تودهٔ ایران ۲۷ مهرماه سال ۱۳۳۳ بود نه ۱۳۳۲.
۲- افسران حزب تودهٔ ایران پس از لورفتن سازمان نظامی حزب در چهار نوبت، و نه یک‌جا، اعدام شدند. سه دستهٔ اول ده نفری بودند و اعدام شدگان دستهٔ چهارم که شش نفری بود سال بعد در ۲۶ مرداد ۱۳۳۴ انجام شد. در این میان ۱۴ نفر بر اثر شکنجه جان داده بودند. و بسیاری از افسران جزء به حبس ابد و زندان های طولانی و تبعید و ممنوعیت از کار محکوم شدند. مرتضی کیوان تنها غیرنظامی بود که در دسته ده نفری اول تیرباران شد. سوای این اعدام‌های گروهی، به نوشتهٔ فخرالدین عظیمی، در فاصلهٔ سال‌های ۱۳۳۳ تا ۱۳۳۷، ۵۲ حکم اعدام به حبس ابد تبدیل می‌شود، ۹۳ تن به حبس ابد با اعمال شاقه محکوم می‌شوند و بیش از صدها نفر به زندان‌های یک تا پانزده سال محکوم می‌شوند. بسیاری دیگر نیز به تبعیدگاه روانه می‌شوند.
۳- مرتضی کیوان به شاعر بودن شناخته نیست. او ادیب، روزنامه‌نگار، نقدنویس، ویراستار، و از همه مهم‌تر فعال فرهنگی به معنای کامل کلمه بود. البته مانند همهٔ ایرانیان باسواد چند شعری سروده بود که از ارزش ادبی والایی برخوردار نبود. دو سه شعری از او به‌جا مانده است.
۴- سرگرد جعفر وکیلی، شوهر توران میرهادی، جزو اعدامیان گروه سوم بود که در ۱۷ آبان ماه- حدود بیست روز بعد از اعدام دستهٔ اول، که مرتضی کیوان هم جزو آنان بود، کشته شد.
۵- جالب است که در حالی‌که اعدام مرتضی کیوان و سرگرد جعفر وکیلی در فاصلهٔ بیست روز اتفاق افتاده-یکی ۲۷ مهر و دیگری ۱۷آبان، اما مطابق پانویس خانم منصورهٔ شجاعی، مراسم چهلمِ آن‌دو با بیست روز فاصله زمانی مرگشان، هم‌زمان در یک روز و در یک محل برگزار شده است. ظاهراً خانوادهٔ سرگرد وکیلی در برگزاری مراسم عجلهٔ زیادی داشته‌اند. یا شاید برای سرگرد وکیلی مراسم چهلم را بیست روز جلو انداخته‌اند تا ما بتوانیم ۳۷ سال بعد (سال ۱۳۷۰ که زمان این روایت است)، از قول پوری سلطانی و به روایت منصورهٔ شجاعی، آن گفت‌وگوی پوری و توران را بشنویم و ما نیز چون خاطره‌پردازمان از آن درس عبرت بگیریم [و بدینگونه بود که حقانیت رویکردهای متفاوت نسبت به عشق، مرگ و زندگی را هم به واقع و هرچند به سختی،
❤4👏1
November 7, 2025 765 20