خزان چو گشت، ز گُل مشتِ خار می‌ماند ز باغ، برگ در این رهگذار می‌ماند… — چراغِ روشن — TG.ME

خزان چو گشت، ز گُل مشتِ خار می‌ماند
ز باغ، برگ در این رهگذار می‌ماند

گلاب از گُل و از تاک یک پیاله شراب
به یادگار ز بزمِ بهار می‌ماند

مشو غباری و بر خاطر کسی منشین
که خاطرات تو در روزگار می‌ماند

ز یاد و نام و نشانِ من و تو در دنیا
خطی به سینه‌ی سنگِ مزار می‌ماند

زمانه عرصه‌ی جنگِ بقایِ اهلِ فناست
جهان به منظره کارزار می‌ماند

به تاخت می‌رود از دشتِ دهر، توسنِ عمر
دو دم به صحنه‌ی صحرا غبار می‌ماند

ز عنکبوت‌سرشتان به معبرِ طوفان
قدیدِ چند مگس روی تار می‌ماند

چو رفت دورِ تو و گشت جام می خالی
به جای نشئه، بلای خمار می‌ماند

خوشا به حالِ اهالی مُلکِ عشق خوشا
که مهرورزیشان یادگار می‌ماند

http://t.me/Naglemaani
ا. نادری
Telegram
چراغِ روشن
دانش اندر دل چراغ روشن است
❤3👍1
August 29, 2026 441 6