بیا که بی تو شمالِ دلم جنوب شده
غمِ تمام جهان در دلم رسوب شده
به این امید که از قابِ در، درآیی تو
دو دیده خیره به آن قاب و چارچوب شده
هوای صبح که دلچسب در کنار تو بود
کنون بدون تو دلگیر چون غروب شده
فقط نه من شدهام محو چشم و ابرویت
هر آنکه دیده سر جاش میخکوب شده
مسلّح است به ناز و کرشمه چشمانت
به این دلیل چنین فاتح قلوب شده
مرا چه کار به آن بیبصر که در رویت
ندیده این همه حُسن و پی عیوب شده
نکوست هرچه به ما میرسد ز حضرت دوست
نمیکنم گِلهای هرچه هست خوب شده
احمد نادری
http://t.me/Naglemaani
Telegram
چراغِ روشن
دانش اندر دل چراغ روشن است

6
3
1August 10, 2026 548 2 10