پس آنچه من در بنیاد طب دامپزشکی جست‌وجو می‌کنم، در نهایت به این پرسش… — مكتبِ پايش (School of Pāyesh) — TG.ME

پس آنچه من در بنیاد طب دامپزشکی جست‌وجو می‌کنم، در نهایت به این پرسش می‌رسد که حیات چگونه هنجار می‌سازد و چگونه می‌توان گسست از این هنجار را به‌مثابه دقایق آغازین دامپزشکی فهم کرد؟ اگر طبابت اساساً با تمایز میان سلامت و بیماری سروکار دارد، پیش از آن باید پرسید که این تمایز چگونه در خودِ حیات امکان پیدا می‌کند؟

از این منظر، «هنجارسازیِ حیات آگاهانه» دیگر برای من صرفاً یکی از موضوعات فلسفهٔ انواع پزشکی نخواهد بود؛ بلکه به بنیاد هر طبابت و هر درمان اشاره خواهد کرد.

آغاز درمان زمانی معنا پیدا می‌کند که پیشاپیش نوعی هنجارمندیِ حیات در کار باشد؛ یعنی چیزی در شیوهٔ زیستنِ موجود وجود داشته باشد که بتواند حفظ شود، مختل شود، از آن فاصله بگیرد و دوباره به نحوی بازیابی شود.

روشِ «پدیدارشناسی» برای من امکانِ رؤیتِ این ویژگیِ بنیادین طب حیوانات را فراهم می‌آورد: روشی که از طریق بازگشت از نظریه‌ها و داده‌های ازپیش‌ساخته به خودِ آنچه در تجربه و عملِ طبابت پیشاپیش روی داده است، از مفاهیم آشکار به بنیادهای ناگفته‌ای می‌رسد که آن مفاهیم را ممکن می‌کنند.

بنابراین فلسفه در دامپزشکی برای من افزودنِ چند مفهوم فلسفی به دانش دامپزشکی نیست؛ بلکه بازگشت انتقادی به بنیادهای اپیستِمیک [معرفت‌شناسانه] و آیدتیکِ [ماهویِ] خودِ این طب است؛ بازگشتی که در آن، آنچه در عملِ طبابت پیشاپیش مفروض گرفته شده، به موضوع پرسش بدل می‌گردد.

در نهایت، پرسش من از «پدیدارشناسی» این است که اگر خودِ طب دامپزشکی را پدیدارشناسانه به پرسش بکشیم، چه بنیادهایی در آن آشکار می‌شوند که بدون آن‌ها بیماری، قابل فهم، سلامت، قابل تشخیص، و تشخیص و درمان قابل تحقق نمی‌شوند و در مراتب بالاتر، حقوق و رفاه نیز معنای موجز و منسجم خود را پیدا نمی‌کنند؟

اینجاست که فلسفه، نه در حاشیهٔ علم دامپزشکی، بلکه در ژرف‌ترین لایهٔ بنیادینِ آن جای می‌گیرد.

گام دوّم

اما همین‌جا باید گام دیگری برداشت، زیرا صرفِ گفتنِ اینکه «فلسفه در ژرف‌ترین لایههٔ بنیادین طب قرار دارد» هنوز نشان نمی‌دهد این لایه چگونه از درونِ خودِ طبابت قابل رؤیت می‌شود؟

این بنیادین‌بودن را نیز باید از انتزاع به معنای مقولات پیشینیِ کانتی متمایز نمود. مقولات پیشینیِ کانت دقیقاً از آن جهت شهودناپذیرند که صورت‌های محضِ فاهمه‌اند و پیشاپیشِ هر شهودی در کارند، بی‌آنکه خود در شهود داده شوند.

آن‌ها شرط امکان تجربه‌اند، در حالی که خود به‌عنوان موضوع تجربه پدیدار نمی‌شوند.

حال آنچه در روش پدیدارشناسی هوسِرل رخ می‌دهد، از سنخِ دیگری است. پدیدارشناسی نیز به ساختارهای پیشینی، ماهوی و ضروری می‌رسد؛ با این تفاوت بنیادین که این پیشینی‌بودن از سنخ مقولاتِ محضِ فاهمه در معنای کانتی نیست.

ساختارهای آیدتیک می‌توانند در شهودِ ماهوی (Wesensschau) داده شوند؛ یعنی ذات و ساختار ضروریِ آن‌ها در خودِ تجربهٔ پدیدارشناختی به نحوی مستقیم شهودپذیر می‌شود، نه اینکه صرفاً از راه استنتاج به آن‌ها برسیم یا آن‌ها را به‌عنوان پیش‌فرض بپذیریم.

به همین دلیل، بنیاد اِپِریوری [از پیشی] که در اینجا از آن سخن می‌گویم، در برابر نگاه منضبط پدیدارشناختی، خود را در تجربهٔ عینیِ بالینی نشان می‌دهد؛ و همین قابلیتِ شهودپذیری است که آن را از بنیادهای صرفاً استعلاییِ [فراروندهٔ] فاقدِ داده‌شدنِ مستقیم متمایز می‌کند.

پس باید نشان داد که این بازگشت به بنیاد، خود، در کجای تجربهٔ عینی طبابت رخ می‌نماید؟

پاسخ سرراست آن سخنی است که کانگیلم [Canguilhem] به نقل از گوینو [Guyénot] می‌نویسد:

«اگر موجود زنده‌ای فاقد برخی ویژگی‌های اساسی باشد، نمی‌تواند زنده بماند؛ هر آسیبی کشنده می‌بود، اگر بافت‌ها توانایی جوشًخوردن و خون تواناییِ لخته‌شدن را نداشتند. این درک، مبنای قضاوت را شکل می‌دهد. نشان می‌دهد حیات، فارغ از گونه و دخالت انسانی، چگونه در متن زندگی جانوری هنجارهای خود را تولید و بازتولید می‌کند.»

از این رو، غیرپرسپکتیوی‌بودنِ این بنیادها را نباید با بی‌ارتباطی آن‌ها با تجربهٔ عینی خَلط کرد.

فلسفه، برای من، نه افزوده‌ای بر دانش تجربی است و نه جانشینی برای آن؛ بلکه شرط رؤیت‌پذیریِ خودِ آن دانش برای دامپزشکی است که می‌خواهد بداند چرا آنچه انجام می‌دهد، اساساً «طبابت» نامیده می‌شود و چه چیزی آن را از صِرفِ تعمیر یک سازوکار زیستی متمایز می‌کند.

بازگشت به بنیاد، در نهایت، بازگشتی به همین لحظهٔ آغازین است: لحظه‌ای که در آن، پیش از هر داده‌ای، حیات به‌مثابه فعالیتی هنجارساز خود را به دامپزشک عرضه می‌کند و از او پاسخی مسئولانه طلب می‌کند.

کاری که این پژوهش بر عهده گرفته است، چیزی جز پیگیریِ صبورانهٔ همین لحظه، از آغازش تا واپسین پیامدهایش برای مفهوم سلامت، نیست.
August 27, 2026 338 2