فکر کنم حدوداً ده ماه پیش بود که نشسته بودم کنارش و اون داشت بازی میکرد.
چند دقیقه بعد دیدم در حالی که داره بازی رو میبنده و پیامهای کاری رو باز میکنه، میگه: «خب، کار بسه. یه کمم خوش بگذرونیم.» :)))
اون شب با دیدن این صحنه از خودم پرسیدم: «تو چقدر با کاری که انجام میدی حالت خوبه و از انجامش لذت میبری؟»
امروز میدونم که خستهی تمام اتفاقات دنیا هم باشم، یه جوری دلم برای کار کردن پر میکشه که انگار عزیزترین آدم زندگیم اونجا منتظرمه.
8
1
1August 29, 2026 68 1