ای پیش پرواز کبوتر های زخمی
بابای مفقودالاثر، بابای زخمی
دور از تو سهم دختر از این بار هم پر
پس کی؟ کی از حال و هوای خانه غم پر؟
تا یاد دارم برگی از تاریخ بودی
یک قاب چوبی روی دست میخ بودی
توی کتابم هر چه بابا آب می داد
مادر نشانم عکس توی قاب می داد
اینجا کنار قاب عکست جان سپردم
از بس که از این هفته ها سرکوفت خوردم
من بیست سالم شد هنوزم توی قابی ؟!
خوب یک تکانی لااقل مرد حسابی!
یک بار هم از گیرودار قاب رد شو
از سیم های خاردار قاب رد شو
برگرد تنها یک بغل بابای من باش
ها ! یک بغل برگرد تنها جای من باش
شاید تو هم شرمنده ی یک مشت خاکی
جا مانده ای در ماجرای بی پلاکی
عیبی ندارد خاک هم باشی قبول است
یک چفیه و یک ساک هم باشی قبول است
ای دست هایت آرزوی دست هایم
ناز و ادایم مانده روی دستهایم
تنها تلاشش انتظار است و سکوت است
پروانه ای که توی تار عنکبوت است
امشب عروسی می کنم جای تو خالی
پای قباله جای امضای تو خالی
ای عکس هایت روی زخم دل نمک پاش
یک بار هم بابای معلوم الاثر باش
#عظیم_زارع
#آوا_محمد_اراکی
شعر بر اساس واقعیت دختر بچه ای که پدرش شهید و مفقودالاثر شده و جناب زارع در حال و هوای دختر بچه ای که پدرش رو تو جنگ از دست داده سرودن.
لینک چنل:
https://t.me/+s_1KmSVRJl1jYjFk
Forwarded from🎙🎭شعـَ۪۪ٜؒؔـؒؔــَ۪ٜ۪ٜ۪ٜ۪ٜ۪ؔٛٚؔ͜͡✿ٰٰٰٰٖٖٖٖٖٖٖـروسـٰٰٖٖٜ۬ـٰٖٖٖٜᬼـنـٰٰٖٖٜ۬ـٰٖٖٖٜᬼـاریــَ۪ٜ۪ٜ۪ٜ۪ٜ۪ؔٛٚؔ͜͡و✿ٰ
January 14, 2025 517 3