عصری رفتم سوپری ده تا تخم مرغ خریدم
موقع برگشت، سگا دورم کردن هیچی از تخم مرغها نموند
دوتا خانم بزرگ نشسته بودن جلو خونهشون گپ میزدن یکیشون گفت ننه حالا شام چی میخوری؟
خندیدم گفتم یکاریش میکنم بلاخره
یکساعت بعد دیدم در میزنن
حاج خانم برام ماکارونی شکلی آورده بود با ترشی خونگی ❤️😍
16September 5, 2026 823