قصه‌_گیسو ۳۷: حالِ پریشان غزل سعدی با صدای استاد اسماعیل… — متن‌خوانی «ویراستاران» — TG.ME

#قصه‌_گیسو ۳۷: حالِ پریشان غزل سعدی با صدای استاد اسماعیل ادیب‌خوانساری تو را ز حالِ پریشانِ ما چه غم دارد؟ اگر چراغ بمیرد، صبا چه غم دارد؟ تو را که هر چه مُراد است می‌رود از پیش ز بی مرادی امثال ما چه غم دارد؟ تو پادشاهی، گر چشم پاسبان همه‌شب به خواب درنرود، پادشا چه غم دارد؟ خطاست این که دلِ دوستان بیآزاری ولیک قاتلِ عمد از خطا چه غم دارد؟ امیر خوبان! آخر گدایِ خیل توایم جواب ده که: «امیر از گدا چه غم دارد؟» هزار دشمن اگر در قفاست عارف را چو روی خوب تو دید، از قفا چه غم دارد؟ قضا به تلخی و شیرینی ای پسر! رفته‌ست تو گر ترش بنشینی، قضا چه غم دارد؟ بلای عشق عظیم است، لاابالی را چو دل به مرگ نهاد، از بلا چه غم دارد؟ جفا و هر چه توانی بکن که سعدی را که ترک خویش گرفت از جفا چه غم دارد؟ #قصه‌گیسو، #سعدی #ادیب_خوانساری. @MatnkhaniV @virastaran

August 27, 2026 126 2 6