همهی ما، در پایانِ هر روز،
دو زندگی را با خود به شب میبریم.
یکی زندگیای که واقعاً زیستهایم.
و دیگری، روایتی که از آن برای خود ساختهایم.
گاهی یک روزِ معمولی را چنان بیارزش روایت میکنیم که گویی هیچ اتفاقی در آن نبوده است.
در حالی که شاید در همان روز، لبخندی را دیدهایم، چیزی را آموختهایم، از اشتباهی عبور کردهایم، به یکی از اشتباهاتمان پی بردهایم، یا اندکی مهربانتر از دیروز شدهایم.
کیفیتِ زندگی، تنها به آنچه بر ما گذشته وابسته نیست؛ به این هم بستگی دارد که چگونه آن را میبینیم.
آگاهی، هنرِ روایت کردنِ صادقانهی زندگی است.
نه آنقدر تلخ که امید را خاموش کند، و نه آنقدر شیرین که حقیقت را پنهان سازد.
?
