مارپیچ (کانال شخصی آزاده مدنی): post #7691 — TG.ME

وقتی جنگ روایت‌ها را به دشمن واگذار می‌کنیم
آزاده مدنی

در جنگ‌های امروز، پیروزی و شکست فقط در میدان نظامی رقم نمی‌خورد. پیش از آن، نبرد اصلی در جایی دیگر جریان دارد: در ذهن مردم، در اعتماد عمومی و در روایتی که یک ملت از خودش و جهان پیرامونش می‌سازد.
کشوری که در برابر فشار خارجی مقاومت می‌کند، فقط به سلاح و توان نظامی نیاز ندارد؛ به سرمایه‌ای مهم‌تر نیاز دارد: مردمی که احساس کنند دیده می‌شوند، شنیده می‌شوند و در سرنوشت کشور خود سهم دارند.
در چنین شرایطی، هر قانونی که مرز میان «تهدید امنیتی» و «اختلاف نظر»، میان «وابستگی به دشمن» و «فعالیت مدنی»، و میان «نقد» و «جرم» را مبهم کند، فقط یک مسئله حقوقی داخلی نیست؛ می‌تواند به نقطه‌ضعفی در مهم‌ترین میدان نبرد امروز تبدیل شود: جنگ روایت‌ها.
بر اساس گزارش‌هایی که درباره برخی مصوبات اخیر مجلس منتشر شده، مجازات‌هایی برای موضوعاتی مانند دریافت کمک از نهادهای خارجی، ارائه پیشنهادهای سیاستی مغایر با «مصالح اساسی نظام»، برخی فعالیت‌های آموزشی و فرهنگی، یا تولید آثار هنری با تعابیری مانند «ضد اسلامی» یا «سیاه‌نمایی» پیش‌بینی شده است. اگر این مفاهیم بدون تعریف دقیق حقوقی وارد نظام کیفری شوند، پرسش اساسی این است که مرز میان جرم واقعی و اندیشه متفاوت چگونه تعیین خواهد شد؟
این مسئله از منظر قانون اساسی نیز قابل تأمل است. قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران اصولی مانند منع تفتیش عقاید (اصل ۲۳)، آزادی بیان و مطبوعات (اصل ۲۴)، آزادی فعالیت احزاب و انجمن‌ها (اصل ۲۶) و آزادی اجتماعات (اصل ۲۷) را به رسمیت شناخته است. البته این آزادی‌ها مطلق نیستند و محدودیت‌های قانونی دارند؛ اما فلسفه وجودی این اصول آن است که جامعه فقط با حذف صداهای متفاوت اداره نمی‌شود، بلکه با امکان نقد، گفت‌وگو و اصلاح زنده می‌ماند.
مشکل اصلی در چنین قوانینی، گاهی نه در هدف اعلام‌شده آنها، بلکه در ابهام معیارها و گستردگی دامنه تفسیر است. وقتی مفاهیمی مانند «مصلحت نظام»، «فرهنگ ناسازگار» یا «چهره سیاه از کشور» تعریف دقیق و قابل سنجش نداشته باشند، شهروند ممکن است نداند کدام رفتار در چارچوب قانون است و کدام رفتار می‌تواند جرم تلقی شود. این وضعیت، امنیت حقوقی را کاهش می‌دهد و فضای خودسانسوری ایجاد می‌کند.
اما پیامد چنین رویکردی فقط محدود به فضای داخلی نیست. در شرایط جنگ یا بحران خارجی، دشمنان یک کشور بیش از هر زمان دیگری به دنبال برجسته کردن شکاف‌های داخلی هستند. هر اقدامی که باعث شود بخشی از جامعه احساس کند به جای شهروند، بالقوه مظنون دیده می‌شود، می‌تواند ناخواسته به تقویت همان روایتی کمک کند که دشمن در پی ساختن آن است.
قدرت ملی فقط از تجهیزات نظامی، اقتصاد و فناوری تشکیل نمی‌شود. بخش مهمی از قدرت یک کشور، اعتماد عمومی و انسجام اجتماعی است. جامعه‌ای که در آن استاد دانشگاه، هنرمند، پژوهشگر یا فعال مدنی از بیان نقد کارشناسی هراس داشته باشد، نه‌تنها آزادی‌های بیشتری از دست می‌دهد، بلکه حکومت نیز بخشی از منابع مهم اطلاعاتی خود را از دست می‌دهد؛ زیرا تصمیم‌گیری درست به شنیدن واقعیت‌ها، حتی واقعیت‌های ناخوشایند، نیاز دارد.
در جنگ روایت‌ها، کشورها به صداهای معتبر داخلی نیاز دارند؛ کسانی که بتوانند از منافع ملی دفاع کنند، پیچیدگی‌های جامعه خود را توضیح دهند و هم‌زمان مشکلات را نیز ببینند. حذف این صداها، میدان روایت را خالی نمی‌کند؛ فقط آن را برای روایت‌های دیگر آماده‌تر می‌کند.
نکته نگران‌کننده اینجاست که ممکن است قانونی با هدف مقابله با نفوذ خارجی طراحی شود، اما اگر نتیجه عملی آن تضعیف اعتماد عمومی و کاهش مشارکت اجتماعی باشد، در نهایت همان چیزی را تقویت کند که دشمنان یک کشور به دنبال آن هستند.
در جنگ روایت‌ها، دشمن همیشه با قدرت نظامی وارد نمی‌شود؛ گاهی از شکاف‌هایی استفاده می‌کند که درون یک جامعه ایجاد شده‌اند. بنابراین دفاع از کشور فقط دفاع از مرزهای جغرافیایی نیست؛ دفاع از سرمایه اجتماعی، اعتماد مردم و امکان گفت‌وگوی ملی نیز بخشی از امنیت ملی است.
خطرناک‌ترین پیروزی برای دشمن آن نیست که روایت خود را بر جامعه تحمیل کند؛ خطرناک‌ترین لحظه زمانی است که ما با تصمیم‌های خود، کسانی را که می‌توانند روایت ایران را بسازند، از میدان خارج کنیم.

🌀| @MarpichChannel
👍2❤1
August 19, 2026 107