💡 داراییها صاحب دارند، اما آیا «مالک» هم دارند؟
در صنعت پتروشیمی، ما سرمایههای عظیمی را در قالب تجهیزات، ماشینآلات و زیرساختهای حیاتی در اختیار داریم. اما آنچه تعیین میکند این داراییها چقدر عمر کنند و چقدر ارزش واقعی ایجاد نمایند، صرفاً کیفیت فنی یا برند سازنده نیست، بلکه فرهنگی است که اطراف آنها شکل گرفته است فرهنگی به نام «مالکیت دارایی».
مالکیت دارایی یعنی هر فرد، از اپراتور تا مدیر ارشد، احساس کند این تجهیزات متعلق به خودش هستند و در برابر سلامت و عملکردشان مسئول است. یعنی وقتی صدای غیرعادی از پمپ شنیده میشود، کسی منتظر دستور نمیماند، یا وقتی زمان اقدام پیشگیرانه رسیده، آن را بخشی از وظیفه خود میداند، نه کار اضافی. این حس مالکیت، مرز میان یک سازمان واکنشی و یک سازمان پایدار را مشخص میکند.
در برخی شرکتها، داراییها هنوز به چشم «اموال» یا «ابزار تولید» دیده میشوند، نه سرمایههای زندهای که رفتار روزمره ما بر عمرشان اثر مستقیم دارد. گاهی تصمیمهای کوچک یا عادتهای نادرست باعث میشوند تجهیزات گرانقیمت زودتر از موعد فرسوده شوند، بدون آنکه کسی خود را واقعاً پاسخگو بداند. تغییر این وضعیت فقط از بالا ممکن است از جایی که مدیران ارشد تصمیم میگیرند نگاه کوتاهمدت را کنار بگذارند و چرخه عمر دارایی را محور تصمیمسازی قرار دهند.
فرهنگ مالکیت دارایی در هیچ نرمافزاری ثبت نمیشود، اما اثرش در همهچیز دیده میشود: کاهش خرابیهای تکراری، افزایش ثبات تولید، ارتقای ایمنی و شکلگیری حس تعلق در میان کارکنان. اگر در سازمانهای ما افراد تنها «استفادهکننده از داراییها» نباشند، بلکه خود را «مالک ذهنی» آنها بدانند، آنگاه پایداری واقعی داراییها و تولید، به بخشی از فرهنگ سازمانی ما تبدیل خواهد شد.
نویسنده: نادر زارع
October 7, 2025 2.2K 15