ادامه متن فوق👇🏼👇🏼👇🏼
بسیاری از مردم، بی آنکه بدانند چرا، نمیتوانند از جمعآوری سنگهایی با رنگ و شکل غیرمعمول خودداری کنند. گویی اینگونه سنگها با رازِ زندهای که در نهان دارند آنها را مسحور خود میکنند. انسان از همان دوران نخستین سنگها را جمعآوری میکرده و همواره بر این باور بوده که پارهای از آنها محتوی نیروی زندگی، با تمام رمز و راز آن هستند. مثلاً ژرمنها بر این باور بودند که روح مردگان در سنگهای آرامگاهشان به زندگی ادامه میدهد. شاید رسم گذاشتن سنگ روی گور، بیانگر این انگارهی نمادین باشد که از مرده چیزی جاودانه بر جای میماند و سنگ میتواند بهترین نمود آن باشد.
زیرا اگرچه موجود بشری یکپارچه با سنگ تفاوت دارد، اما از پارهای جهات در باطن، بهگونهی حیرتباری با آن خویشی دارد (شاید بدین جهت که سنگ نماد هستی ناب است و عاری از عواطف، احساسات، تخیلات و اندیشههای پراکندهی خودآگاه ما). از این زاویه شاید سنگ نماد سادهترین و ژرفترین تجربه باشد. تجربهی چیزی ازلی که انسان در لحظاتی که احساس جاودانگی و ماندگاری ابدی میکند، میتواند داشته باشد. همین نیازی که ما در تمامی تمدنها برای برپا داشتن بناهای سنگی یادبود به مناسبت بزرگداشت انسانهای بزرگ، یا در محل رویدادهای مهم مشاهده میکنیم نیز شاید از همین مفهوم نمادین ناشی شده باشد. سنگی که یعقوب در محل خواب مشهور خود گذاشت و یا سنگهایی که مردم ساده بر روی
آرامگاه قدیسین یا قهرمانان محلی میگذارند، نشاندهندهی نیاز بسیار موجود بشری به بیان تجربههای بیانناشدنی به وسیلهی نماد سنگ است. و شگفتآور نیست اگر در بسیاری از ادیان، سنگ نشان از خدا و یا محل نیایش دارد. مقدسترین حرم اسلام کعبه است و آرزوی مسلمانان زیارت حجرالاسود مکه است. بر مبنای نمادگرایی مسیحیت، مسیح «سنگی» است که معماران آن را نپذیرفتند، و «سنگ زاویه» شد. «انجیل لوقا آیه ۱۷» در جایی دیگر آن را «تختهسنگ روحانی» مینامد، که از دل آب زندگانی میجوشد (آیه ۴ از باب دهم، کتاب قرنتیان).
کیمیاگران قرون وسطا که راز ماده را به شیوهای پیشعلمی میجستند و امید داشتند خدا و یا دستکم راز آفرینش را در آن بیابند، بر این باور بودند که این راز در دل سنگ مشهور «کبریت احمر» نهفته است. البته برخی از آنان به این مکاشفهی مبهم دست یافته بودند که این سنگ، نماد چیزی است که تنها در روح آدمی میتوان آن را یافت. یک پیر کیمیاگر عرب به نام موریانوس میگوید: «این چیز (کبریت احمر) پارهای از وجود خود شماست؛ شما خود مادهی معدنی آن هستید و در وجود شما نهفته است. یا به بیانی روشنتر، آنها (کیمیاگران) آن راز را از شما میگیرند. و زمانی که شما آن را در خود دریافتید، عشق و رضای آن سنگ، هر آن در شما فزونی میگیرد.» و بدانید که این گفته بیتردید درست است.
سنگ کیمیاگری (لاجورد)، نماد چیزی است که هرگز نه گم میشود و نه از میان میرود. گونهای ابدیت که کیمیاگران آن را با تجربهی عرفانی خدا در درون روح مقایسه کردهاند. سوزاندن تمامی عناصر روانیِ زائد، پنهان در سنگ، معمولاً رنج بسیار در بر دارد. اما بیشتر مردم دستکم یکبار در طول زندگانی خود تجربهی درونی عمیقی از خویشتن خویش دارند. از نقطهنظر روانشناسی، نگرش اصیل مذهبی شامل کوششی است برای دستیابی به این تجربهی منحصر به فرد و هماهنگی تدریجی زندگی با آن ( باید خاطرنشان ساخت که سنگ چیزی پاینده است ) به گونهای که « خود » یاری درونی شود و فرد ناگزیر همواره به او توجه کند.
کتاب انسان و سمبلهایش ص 314 - 317
مترجم: دکتر محمود سلطانیه
انتشارات جامی
🔮 https://t.me/MagicStones108
Telegram
اریدو 🔮
🔮مرکز تخصصی فروش مهرههای قدیمی و جفتِ واقعی در ایران
راه ارتباطی : @VajraMaster108
🔮سنگها و انگشترهای قدیمی ، عتیقه ، دفینه و طلسمهای عبری و یهودی کار صبی اهواز

3August 8, 2026 112 1