نیمچه‌مهندس‌‌ِ‌مترجم:)🧸: post #43486 — TG.ME

بعضی خبرها رو آدم دلش نمیاد فقط توی یه حرف خلاصه کنه.

امروز خبرش اومد که جاودانه فیپا گرفته.
همین.
یه جمله‌ی کوتاه... ولی پشتش ساعت‌ها، روزها و ماه‌ها زندگی خوابیده.
عجیبه؛ وقتی تازه شروعش کرده بودم، فقط یه فایل انگلیسی بود و کلی استرس. امروز اما یه اسمه که داره کم‌کم راهش رو به کتابخونه‌ی خیلی‌ها باز می‌کنه.
همیشه فکر می‌کردم اگر یه روز اولین کتابم به این مرحله برسه، کلی حرف برای گفتن دارم. ولی حالا که رسیده، فقط لبخند می‌زنم.
شاید چون بعضی اتفاق‌ها رو نباید زیاد توضیح داد؛ باید بذاری همون‌طور که هستن، توی دلت بمونن.
امروز بیشتر از اینکه خوشحال باشم، یه حس عجیبی دارم... یه حس شبیه به اینکه انگار یه در، آروم و بی‌سروصدا باز شده. دری که سال‌ها فقط از پشتش بهش نگاه می‌کردم.
جاودانه اولین ترجمه‌ی من هست که اسمم کنارش ثبت می‌شه، اما آخرینش نیست. امیدوارم سال‌ها بعد، وقتی به قفسه‌ی کتاب‌هام نگاه می‌کنم، هنوز این یکی یه جای ویژه برام داشته باشه؛ چون هر مسیری، یه اولین داره... و هیچ‌وقت چیزی جای اولین‌ها رو نمی‌گیره. 🩵
(به زودی چاپ می‌شه)
😍23🥺6
July 12, 2026 1.7K 12