آره واقعاً... حس میکنم سرعت و اعتیادم به کتاب خوندن این مدت خیلی بیشتر از قبل شده.
یه جوری شده که واقعا نمیدونم چطور بدونش روزمو بگذرونم. همهی کارامو میکنم، برنامههام سر جاشه آخر روز هم واقعاً خستهام ولی با همهی اینا باز یه جایی از روز باید بشینم و چند ساعت غرق کتاب بشم. انگار ذهنم دیگه این قسمت از روزو ازم طلب میکنه و منم واقعاً نمیتونم بهش نه بگم. :))
بعضی وقتا حتی خودمم میگم خب شاید یکم زیاده رویه پگاه...ولی وقتی واقعاً یه کتاب منو بگیره، دیگه نمیتونم ولش کنم.
برای همین خیلیها وقتی فقط تعداد کتابایی که خوندمو میبینن باورشون نمیشه، ولی وقتی کتابامو باز میکنن و اون همه خط و حاشیه نویسی و هایلایتو میبینن، تازه میفهمن که واقعاً اینطوری میخونم
البته همیشه برام جالبه که چرا نباید باورش کرد🥲
چون واقعاً کتاب خوندن برای من هیچوقت مسابقه نبوده. من قرار نیست سریعتر از کسی بخونم یا تعداد بیشتری کتاب تموم کنم. اتفاقاً برام مهمتره که یه کتابو زندگی کنم، باهاش فکر کنم، یه جملهش چند روز توی ذهنم بمونه یا یه چیزی توی من عوض کنه. قرار نیست چون یکی سریعتر میخونه، پس بیشتر کتاب میفهمه یا بهتر کتابخونه... سرعت هرکس متفاوته؛مهم اینه که چیزی که میخونی واقعاً توی ذهنت بمونه، باهاش فکر کنی و یه تیکهای ازش باهات برگرده به زندگی روزمرهات(((:
3
2
2
1
1
1
1
1
1September 6, 2026 170