رندولف بورن، متفکر آمریکایی و نظریهپرداز علوم سیاسی، در مقاله ناتمام «دولت» (The State) که در سال ۱۹۱۸ و در بحبوحه جنگ جهانی اول نوشته شد، یکی از رادیکالترین نقدهای سیاسی را در باب جنگ مطرح می کند.
جمله مشهور او، «جنگ عامل قدرت دولت است» (War is the health of the State)، چکیدهی نظریهی وی در باب رابطه جنگ با دولت و قدرت سیاسی است.
از نظر بورن، دولتها در زمان صلح با محدودیتهای بیشتری روبرو هستند؛ شهروندان میتوانند عملکرد دولت را نقد کنند و در مواجهه با حاکمیت دست به اعتراض بزنند.
جنگ اما ناگهان وضعیت را دگرگون میکند: وجود «دشمن خارجی» به دولت امکان میدهد قدرت خود را بیشتر از قبل گسترش دهد و بسیاری از قوانین را به حالت تعلیق درآورد یا به دلیل شرایط جنگی دست به اقداماتی فرا قانونی بزند.
جنگ میتواند جامعه را حول یک هدف واحد ــ پیروزی و دفاع از کشور ــ متحد کند و از شهروندان اطاعت، انضباط و وفاداری بیشتری طلب نماید.
از دید بورن، جنگ نیروهایی را برای یکسانسازی، اطاعت و همکاری اجباری با حکومت فعال میکند که در شرایط عادی به آسانی بروز و ظهور نمییابند.
در وضعیت جنگی، مخالفان و اقلیتها به عنوان عناصر «غیرخودی» یا حتی تهدیدی برای امنیت ملی معرفی می شوند. دولت ها اغلب در چنین شرایطی محدودیت بر آزادی بیان، سرکوب مخالفان و مجازاتهای شدیدتر را تحت عنوان «ضرورت های دوران جنگ» توجیه میکنند.
بنابراین بورن معتقد است که جنگ فقط نبرد با دشمن خارجی نیست؛ جنگ به درون جامعه نیز نفوذ میکند و رابطه دولت و شهروند را تغییر میدهد. با توجه به دیدگاه بورن می توان گفت که اگر سرکوب معترضان توسط دولت از پیش وجود داشته باشد ، در وضعیت جنگی این سرکوب ابعاد به مراتب گستردهتر و شدیدتری پیدا خواهد کرد.
از نظر وی در دوران جنگ، مخالفت با سیاستهای دولت به مخالفت با «کشور» یا «ملت» تعبیر میشود و مخالفان را در معرض تهدیدی دائمی قرار میدهد.
همزمان، ارزشهایی مانند عقلانیت، دانش، هنر، زیبایی و شکوفایی زندگی در برابر ارزشهای نظامی و میهنپرستانه به حاشیه رانده میشود.
از همینجاست که معنای دقیق جمله «جنگ عامل قدرت دولت است» روشن میشود: جنگ می تواند برای دولت، نوعی بسیج فوقالعاده قدرت ایجاد کند.
دولت در شرایط جنگی به چیزی نزدیک میشود که در زمان صلح همیشه آرزوی آن را دارد: جامعهای یکپارچه، منضبط، مطیع، و متمرکز بر یک هدف واحد.
اما آنچه برای دولت «قدرت » محسوب میشود، میتواند برای جامعه و فرد، بیماری باشد؛ زیرا آزادی، تفکر انتقادی و فردیت، قربانی انسجام اجباری میشود.
از این رو، بورن جنگ را نه عرصه شکوفایی فضایل ملی، بلکه سازوکاری میبیند که در اغلب موارد قدرت دولت را به بهای فرسایش آزادی انسان افزایش میدهد.
نکته نهایی و بسیار مهم او این است که جنگ و دولت مدرن پیوندی عمیق با یکدیگر دارند؛ به همین دلیل، مخالفت واقعی با جنگ نمیتواند صرفا به مخالفت با یک جنگ خاص محدود شود، بلکه همواره باید رابطه جنگ و دولت را در معرض نقد و پرسش قرار دهد.
#حکومت #دولت #سیاست #سیاسی #علوم_سیاسی #قدرت #آزادی_بیان #فردیت #اقلیت #تفکر_انتقادی #اعتراض
@Phiilosophiy
@LifeDefender | 52
