من خلق شدم، تا كه پريشانِ تو باشم
ديـوانـه و سرگشته و حيرانِ تو باشم
گفتم تـو جهانی، که بدانی کـه بمانی
آغوش گشودم كـه جهانبانِ تـو باشم
حبسِ ابـد و ضربه ی شلاق و شكنجه
خوب است اگر گوشهٔ زندانِ تـو باشم
درخوابتورا خواندمو جانیکه شنیدم
در خواب ببينم، كه مگر جانِ تـو باشم
الهه_حصاری
4
3
3
2
2
2
1
1
1
1
1March 17, 2026 217