کتابخانه تلگرام: post #60312 — TG.ME

☕️ قطعه ای از کتاب

میخواهی داد بزنی نمی‌توانی. میخواهی از جایت پا شوی در بروی نمی‌توانی. کاش زبانت توی دهانت می‌گشت و می‌توانستی با من درد و دل کنی. امّا التماس چشمانت کافی است من التماس چشم را بیش از التماس زبان دوست دارم. من همه‌ ی چیزهای آرام و بیصدا را دوست دارم. التماس زبانی وقیح و زشت می‌شود.

یک آهوی تیر خورده هیچ‌وقت داد و فریاد راه نمی‌اندازد و زبانش چیزی ندارد بگوید. فقط نگاه می‌کند و چشمانش حرف می‌زند، مثل چشمان تو. همین چشمانی که حالا تب دارد آن‌ها را ذوب می‌کند.

📕 سنگ صبور

✍️ #صادق_چوبک


@Library_Telegram
👍21❤9👏6👎1
August 30, 2026 4.3K 27