زندگی بهمانند یک اثر هنری که تشنه دیدن شگفتزدگی در چشمان تماشاکنندگان است به ما خیره شده.
احساس شگفتی، مهمترین احساس انسانیست که این روزها به آن فکر میکنم و آن را یکی از پایههای مهم تجربه انسان بودگی در این جهان قلمداد میکنم.
دیگری،زیبایی،ادراک جدید و... احساس شگفتی ایجاد میکند و روی درک ما از جهان، زیستمان و روابطمان اثر میگذارد.
اما چیزی که میخواهم درباره آن صحبت کنم کمتر به زبان آمده، یک تفاوت میان شگفتیها
آن شگفتی بنیادینی که در ابهامات و کشفنشده های جهان هست و آن شگفتی موقت لحظه دانستن
برای درک منظورم مثالی میآورم که امیدوارم مثال خوبی باشد.
میدانیم که در ارزش گذاریهای ذهنیما وقتی راه رسیدن کشف شود، مسئله آسان جلوه کند و ابهام کنار رود مقداری از ارزش ذهنی که برای آن قائل بودیم کاسته میشود
من این را در مکانیزم شگفتیهای زندگی نیز میبینم
وقتی فقط برای آن احساس شگفتی موقت به دنبال کشف و دانستن میروید، و از آن احساس شگفتی موقت سرمست میشوید
امیدوارم این احساس را نداشته باشید که جهان قابل فهمتر شده، به قله ها نزدیک تر شدید، همه چیز تحت احاطه بیشتری نسبت به ثانیه های پیش هستند و تو بالاتر رفتی و جهان قابل فهم و کوچک شده
ای کاش وقتی برای تجربه شگفتی دست به شناخت جهان میزدی، خود جهان شگفتانگیز را در ذهنت کوچک نمیکردی
و میدانستی که پیروزی کوچک معرفتی تو آن هم اگر پیروزی باشد، پیروزی بر این جهان نیست
آرزو میکردم ای کاش آن زیبایی که در ابهام وجود داشت و آن شگفتی که در ابهامات جهان بود با تو میماند ولی این گونه جهان را که چرخ آن مثل دیروز میچرخد و بیخبر از پیروزی های کوچک ذهن تو هست را در ذهن خود آتش نمیزدی.
28
5
2September 3, 2026 601 12