🌀بهبودی و توهم بهبودی
قسمت سوم
بعد از ورود به انجمنها قبل از اینکه تنبلی برام باز بشه من فکر میکردم که خیلی ادم توانمند و با اراده ای هستم و هرکاری که بخوام میتونم انجام بدم و اگر کاری رو انجام نمیدم بخاطر اینه که خودم نمیخوام ، و اینو دیگران هم میگفتن که اگر فلانی بخواد کاری کنه هیچ چیزی نمیتونه جلوشو بگیره و انجامش میده مثلا:
میومدم یه کارهای سنگین و سختی رو انتخاب میکردم برای انجام که هیچ کس جرات ورود به اون کارها رو نداشت .
یا مثلا اتفاق افتاده بود که 24 ساعت تمام روی یه دستگاهی کار میکردم و متوقف نمیشدم .
و بخاطر همین عملکردهای خاصم هم برای خودم و هم برای دیگران مصداق یک ادم خیلی خیلی با اراده بودم .
یه خورده جلوتر که تنبلی برام باز شد متوجه شدم که اختیار و اراده من به شدت ضعیفه و اونجا برام باز شد که من در انجام کارهایی که علاقه و اجباری پشتشون نیست هر چقدر هم که اون کار درست و انجامش ضروری باشه من در انجامشون عاجز و ناتوانم .
یعنی همونهایی که فکر میکردم که خودم نمیخوام انجام بدم متوجه شدم بحث نخواستن نیست بلکه بحث نتونسته و همینطور متوجه شدم این کارهایی که در طی روز انجام میدم رو تقریبا عمده اش رو خودم نیستم که انجام میدم بلکه محرکشون نواقص من بود منتهی خبر نداشتم .
از کجا فهمیدم اینو؟ از اونجایی که میدیدم یه کار یک ساعت برخالاف میل و دو سه تا کار خیلی خیلی ساده روتین اونقدر در من فشار تولید میکرد که میخواستم منفجر بشم .
اونجا فهمیدم که توهم اینو داشتم همه اون کارهایی که در طی روز انجام میدم رو خودم هستم، اگر خودم انجام میدادم که دو تا کار ساده اینقدر برام سنگین نمیشد.
خلاصه در این مرحله هم این واسم باز شد که من توهم توانایی و با اراده بودن داشتم در صورتی که در واقعیت خیلی ضعیف و بی اراده بودم .
ادامه دارد...
🎯اگر دنبال سرعت ،راحتی و رضایت در بهبود و رشد و تعالی خود هستید با ما همراه باشید🎯
@ravesh_t_f
Forwarded fromروش تعالی فردی
May 16, 2024 2.5K 7