در ساختار تباهی ؛ پذیرش مسئولیت ، شراکت در جرم است ! 📝 گاهی یک… — 🌎همایش ها و رویدادهای حقوقی و صنفی(در پیوند با وکلای دادگستری) — TG.ME

🌐 در ساختار تباهی ؛ پذیرش مسئولیت ، شراکت در جرم است !



📝 گاهی یک تشکیلات به نقطه‌ای از اضمحلال ساختاری و تعفن حاشیه‌ها می‌رسد که دیگر نه مجالی برای اصلاح باقی می‌ماند و نه امکانی برای خدمت. در چنین اتمسفر مسمومی که هر روز گره‌ای بر گره‌های کور افزوده می‌شود و بحران‌ها تصاعدی رشد می‌کنند ؛ نشستن بر کرسی مسئولیت ؛ شجاعت نیست که قماری حماقت‌ بار با سرمایه‌ای ست که یک عمر با خونِ دل ؛ عرقِ جبین و شرف حرفه‌ای اندوخته شده است. در ساختاری که تار و پود آن با دروغ نهادینه‌ شده ؛ خیانت در آن سازمان‌ یافته و ماهیت پیدا کرده ؛ رانت‌های پیدا و پنهان و فساد در آن تنیده شده ؛ گرفتن پست و عنوان نه ابزار کارآمدی ؛ بلکه یک قرارداد نانوشته برای هم‌ رنگی با تباهی ست. مناسبات حاکم بر این چرخه پیش‌ شرط‌های روشن و مشخصی دارد.

📝 ورود به این بازی قواعد دوگانه‌ای پیش روی فرد می‌گذارد که هر دو سوی آن در نهایت به پرتگاه ختم می‌شود. در چنین بزنگاهِ خطرناکی یا باید استحاله شوی و چشم بر واقعیت‌ها ببندی ؛ وجدان را در بدو ورود قربانی کنی ؛ چشم بر غارت و تباهی فرو ببندی و سفره‌ نشینِ لاشخورهایی باشی که بقای خود را در بلعیدن منافع جمعی و نابودی منافع عمومی تعریف کرده‌اند و یا باید شرافتمند بمانی و معترض باشی. فریاد بزنی ؛ در برابر زد و بندها بایستی و اعلام کنی که اهل تعظیم در برابر باندهای رانت نیستی که در این صورت مکانیسم خود اصلاح‌ گریِ معکوس سیستم فعال شده و به‌ سرعت تو را عنصری نامطلوب ؛ غیر خودی و مزاحم تلقی کرده و بلافاصله طرد می‌کند. در این میان ؛ تصور اینکه می‌توان با سلامت نفس فردی وارد ساختاری آلوده شد و آن را از درون نجات داد ؛ بی گمان توهمی بیش نیست.

📝 ساختاری که شالوده‌اش بر مدار حذف شایستگان و بالا کشیدنِ کوتوله‌های بله‌ قربان‌گو استوار است ؛ افراد پاک‌ دست را نه برای حل بحران بلکه به‌ عنوان سپر بلای خطاهای تاریخی خود و ویترین پاک‌ نمایی می‌خواهد. نتیجه چنین دعوتی کاملا روشن است. سوزاندن سرمایه اجتماعی و اعتباری که برای آن خاک خورده‌ای ؛ در مسلخ چند ماه بی‌تدبیری و بحران‌ آفرینی باندهای پشت پرده. امروز نپذیرفتن مسئولیت در سیستم های معیوب و سمی ؛ انفعال نیست بلکه عین کُنشگری شرافتمندانه و اعتراض بنیادین است. حفظ مرزبندی با چرخه‌ای که جز تولید بحران و توزیع رانت هنری ندارد ؛ بزرگ‌ترین خدمتی ست که یک انسان آزاده و یک قلمِ متعهد می‌تواند به جامعه و وجدان خویش بکند. در نظر داشته باشید که هستند کسانی که آبروی خود را از سر راه نیاورده‌اند که آن را وثیقه ماندگاریِ شبکه‌ای از تباهی و بی‌کفایتی ها کنند.

✍️ جعفر بخشی بی نیاز
❤11
August 29, 2026 715 13