این روایت: آخرین دارایی
و من در گوشهای از این سرزمین، پیرمرد و پیرزنی را دیدم هشتاد و پنج ساله، با نزدیک به شصت و پنج سال، زندگیِ مشترک؛ مردی زحمتکش که سالها با کشاورزی روزگار گذرانده بود و زنی هنرمند که دستانش با تار و پودِ قالی، قصه میبافت... آنها سوادِ مدرسهای نداشتند؛ اما انگار زندگی، درسهایی به آنها آموخته بود که در هیچ کتابی پیدا نمیشود! هنوز با هم مثل دو دوست رفتار میکردند؛ میخندیدند، حرف میزدند و در سادهترین شکلِ ممکن، کنارِ هم بودند...
از آنها آموختم که شاید در پایانِ زندگی، آنچه واقعاً نیاز داریم، نه خانه است، نه زمین، نه مال و نه نام؛ آدمیست که در تمامِ این سالها، کنارت مانده است...
•┈┈••✾•🪴🌸🪴•✾••┈┈•
🧿💓 @kapfko22💓🧿
10September 5, 2026 375 7