نقش لیلیث تو داستان رو دوست دارم✨ بانو با آدم زندگی خوبی رو داشت تا… — کلاغ دم سیاه — TG.ME

کلاغ دم سیاهبرای روایتش ایده دارم که هر قسمت مثل پادکست باشه. اما چون هزینه کافی برای دعوت از چند گوینده ندارم فعلا میزارمش کنار. ایده داستان: یک شخصی می‌ره تو یک کلیسا که تو جنگ جهانی دوم تخریب شده. اونجا گوشه به گوشه کلیسا رو میگرده و در نهایت یک جعبه پیدا می‌کنه:…
نقش لیلیث تو داستان رو دوست دارم

بانو با آدم زندگی خوبی رو داشت تا اینکه اولین فرزندشون به دنیا اومد. لیلیث به خاطر ضعفی که پیدا کرده بود بچه رو خورد.
باغ عدن این رفتارش رو نپذیرفت چون انسان برای طبیعت خاصی آفریده شده بود و لیلیث آن طبیعت را کنار گذاشت(حیوانات وقتی فرزند ضعیف به دنیا میارن اون رو میخورن. لیلیث هم از این غریزه پیروی کرده اما نه برای فرزند بلکه خودش. سر همین نقش برتری که به انسان داده شده بود رو زیرسوال برد.) و این واکنش باعث شد لیلیث فکر کنه که باغ عدن اونطور که گفته میشه کامل و والا نیست. سر همین باغ عدن رو ترک کرد(از آدم هم دعوت کرد بیاد اما اون نپذیرفت و بینشون نزاع شکل گرفت و این نزاع تبدیل شد به تصویری که حالا از لیلیث هست: زنی که از همسرش سرپیچی کرد.)
September 5, 2026 14 1