➵#Imagine
"اینجا چیکار میکنی؟"
"معلوم نیست؟ دارم تورو نگاه میکنم"
"خب...نکن!"
"اما من حوصلم سر رفته"
"اون دیگه مشکل من نیست" آناوین برگشت و آماده بود که به اون سمت شنا کنه اما یهو آب بهش پاشید و متوقفش کرد.
نفس داغ دیمن به گردن آناوین برخورد کرد. "خب من کاری میکنم که مشکلت بشه دارلینگ..."
-DamWin by Lucy
September 5, 2026 72 4

