-میگفتی «پناهِ نعناع» جاییه که برمیگردی ولی من فهمیدم تو فقط بلدی برگردی نه بمونی. دیگه بوی نعناع نمیدی… بوی دروغ و خیانت میدی. الان هر نفسی که میکشم فقط یادم میاره چی ازم گرفتی...تهیونگ! +کوک… -اسممو نگو. اون پناهی که داشتی همون شبی که رفتی تموم شد. +یه اشتباه بود… من نمیخواستم اینجوری بشه -نه. خیانت هیچوقت یه اشتباه نیست یه باره که همه چیو از بین میبره. پناه هیچوقت سهم پسرک نعنایی نمیشه! وقتی خودش دلیل بیپناهی یکی دیگه است. +هنوزم دوستم داری؟ -اگه دوست نداشتم الان بوی نعنات اینقد خفمنمیکرد. اما میدونی بعضی آدما حتی اگه هنوز بوشون توی خاطره بمونه دیگه جایی توی نفس هات ندارن.
September 2, 2026 24