سه امپراتوری و یک مورخ؛ مصلح‌الدین لاری و هنرِ تاریخ‌نگاری میان مرزها… — ایران و اسلام — TG.ME

سه امپراتوری و یک مورخ؛ مصلح‌الدین لاری و هنرِ تاریخ‌نگاری میان مرزها

گاهی برای فهم یک مورخ، بیش از آنکه به آنچه دربارهٔ گذشته نوشته است بنگریم، باید به جایی که خودِ مورخ در آن ایستاده است نگاه کنیم. مصلح‌الدین لاری از همین دست تاریخ‌نگاران است؛ عالمی که زندگی فکری و علمی‌اش در مرزهای یک دولت و یک دربار نماند و میان جهان‌های تیموری، صفوی و عثمانی حرکت کرد. از همین رو، تاریخ را نیز نه از یک مرکز ثابت، بلکه از فضای میان امپراتوری‌ها روایت کرد.

کتاب نیلاب سعیدی با عنوان Three Empires and Persian Historiography: The Thought of Muṣliḥ al-dīn Lārī که در سال ۲۰۲۵ به‌وسیلهٔ انتشارات Routledge منتشر شده، از معدود پژوهش‌های مستقلی است که مصلح‌الدین لاری را در مرکز مطالعهٔ خود قرار داده است.کانون کتاب، مرآة‌الادوار و مرقاة‌الاخبار، تاریخ عمومی فارسی لاری است؛ اثری که در آستانهٔ سلطنت سلیم دوم به پایان می‌رسد و از خلال آن می‌توان نسبت یک عالم فارسی‌نویس را با سه فضای سیاسی و فکری متفاوت دنبال کرد.

اهمیت کار سعیدی در این است که لاری را صرفاً «مورخی عثمانی» یا نویسنده‌ای در خدمت یک دربار نمی‌بیند. او لاری را مورخی میان امپراتوری‌ها می‌خواند؛ مورخی که تجربهٔ جابه‌جایی و زیست در چند فضای سیاسی، زاویهٔ نگاه او به گذشته را نیز دگرگون کرده است. اینجا مفهوم «تاریخ‌نگاری فراملی» اهمیت می‌یابد؛ نه به معنای امروزیِ ملت و ملیت، بلکه به معنای جهانی که در آن دانشمند، کتاب، زبان، اندیشه و حافظه بسیار آسان‌تر از مرزهای سیاسی حرکت می‌کردند.

در این میان، فارسی فقط زبان تألیف نیست؛ زبان گردش دانش است. لاری در جهانی می‌نویسد که فارسی هنوز یکی از مهم‌ترین زبان‌های دانش، ادب و تاریخ در پهنه‌ای گسترده از ایران و آسیای مرکزی تا هند و قلمرو عثمانی است. بنابراین مرآة‌الادوار را می‌توان نه فقط یک تاریخ عمومی، بلکه سندی از حرکت دانش تاریخی در یک جهان چندمرکزی دانست.

اما شاهکار روش سعیدی، توجه به نحوهٔ روایت لاری است. تاریخ در اینجا آینه‌ای شفاف و بی‌طرف نیست؛ آینه‌ای است که خودِ مورخ بر آن نقش زده است. لاری با انتخاب، حذف، برجسته‌سازی و ترتیب روایات، گذشته را بازسازی می‌کند. بنابراین پرسش فقط این نیست که «لاری چه گفته است؟»؛ بلکه باید پرسید: «چه چیزهایی را می‌توانست بگوید و نگفت؟»

این پرسش در بحث صفویان اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. سعیدی نشان می‌دهد که لاری در مواجهه با صفویان، روایتی متفاوت و گاه همراه با سکوت‌های گزینشی عرضه می‌کند. سکوت در اینجا فقدان روایت نیست؛ خود، نوعی روایت است. حذف یک حادثه، کم‌رنگ کردن یک شخصیت یا نپرداختن به موضوعی خاص، می‌تواند نشانهٔ موقعیت فکری و سیاسی مورخ باشد. از همین منظر، تاریخ‌نگاری لاری را باید نه فقط بر اساس «حضور»های متن، بلکه بر اساس غیاب‌های معنادار آن نیز خواند.

در مقابل، هنگامی که لاری به میراث تیموری می‌رسد، لحن تغییر می‌کند. تیمور در تاریخ او چهره‌ای قهرمانانه پیدا می‌کند؛ فاتحی برخوردار از تدبیر، مهارت و توانایی سیاسی که در عین حال با دیانت، دانش و حمایت از اهل علم پیوند می‌یابد. اینجا لاری صرفاً گذشته را گزارش نمی‌کند؛ بلکه گذشته را به حافظه‌ای مطلوب تبدیل می‌کند. تیمورِ لاری، حاصل انتخاب و صورت‌بندی روایی اوست؛ شخصیتی تاریخی که در متن، دوباره ساخته می‌شود.

روایت عثمانیان نیز سویه‌ای دیگر دارد. لاری از پیدایش عثمانیان و عثمان اول تا دورهٔ فترت پس از تیمور، محمد دوم، چالدران و سلطان سلیمان را دنبال می‌کند. در اینجا مسئلهٔ قدرت و مشروعیت اهمیت بیشتری می‌یابد. عثمانیان فقط سلسله‌ای از سلاطین نیستند؛ بلکه نمونه‌ای از شکل‌گیری، تثبیت و توجیه قدرت سیاسی‌اند.

از کنار هم گذاشتن این سه روایت، منطق تاریخ‌نگاری لاری آشکارتر می‌شود: صفویان با احتیاط و سکوت‌های معنادار، تیمور با زبان قهرمانی، و عثمانیان با مسئلهٔ قدرت و مشروعیت روایت می‌شوند. پس سه امپراتوری در کتاب سعیدی فقط سه موضوع تاریخی نیستند؛ سه شیوهٔ متفاوت برای روایت قدرت‌اند.

از این منظر، لاری را می‌توان «مورخ میانجی» نامید؛ مورخی که میان چند جهان سیاسی و فکری ایستاده است: میان ایران و عثمانی، میان میراث تیموری و نظم سیاسی جدید، میان دانش و دربار، و میان حافظه و قدرت. زندگی او فقط زمینهٔ تاریخ‌نگاری‌اش نیست؛ بخشی از روش تاریخ‌نگاری اوست. جابه‌جایی جغرافیایی، به جابه‌جایی در زاویهٔ دید تاریخی تبدیل شده است.
و این شاید مهم‌ترین دستاورد کتاب سعیدی باشد: تاریخ‌نگاری فارسی را باید فراتر از مرزهای سیاسی خواند. مرزهای امپراتوری‌ها بر نقشه کشیده می‌شدند، اما کتاب‌ها، عالمان، مفاهیم، روایت‌ها و زبان‌ها از این مرزها عبور می‌کردند.
@IranvaIslam
September 3, 2026 211 7