رابطه دموکراسی با توسعه
دموکراسی، آزمونی اجتماعی-سیاسی در بستر زمان برای تحمل دیدگاه مخالف است! هرگاه توانستیم سازوکاری را فراهم آوریم تا در بستر آن، مخالفانمان بتوانند علیه ما رای دهند یا در نقد دیدگاه ما اعلام نظر کنند، آنگاه میتوانیم ادعا کنیم؛ ما انسانی دموکرات، توسعهیافته و قرن بیستویکمی هستیم!
دموکراسی، بکارگیری روشهای معین برای رسیدن به نتایج معین است.
من توسعهی اقتصادی را سرآغاز مسیر توسعهیافتگی و توسعهی انسانی را مقدم بر توسعهی سیاسی و دموکراسی میدانم.
یک انسان توسعهیافته محال است به مخالف خود بیاحترامی کند.
یک انسان توسعهیافته دیدگاههای مخالفش را نقد میکند، نه آنکه به شخصیت او حمله یا بیاحترامی کند.
یک انسان توسعهیافته میکوشد تا در بستر گفتمانی همراه با احترام، مخالفش را اقناع کند؛ نه آنکه با هدف تحمیل دیدگاهش به مخالفش، اقدام به مغالطه کند.
کسی که بجای تحلیل دیدگاه مخالفش، در آغاز به او برچسب میزند و سپس به شخصیت وی حمله میکند؛ در حقیقت دچار دو نوع مغالطه شده است:
۱) در گام نخست، بر پایه Labling Theory، دچار مغالطعهی «برچسبزنی» شده است
۲) و در گام دوم، دچار مغالطهی «حمله به شخص»
به مخالفانمان احترام بگذاریم و دیدگاههاشان را ارج نهیم.
✍کوروش برارپور
📆۴شنبه، ۱۷دی ۱۴۰۴
🔻نشر: اندیشکده ایرانِ پسامهسا
t.me/IranPostMahsa
4
3
2January 7, 2026 723 1 4