آیا انسان گاهی از خود واقعیاش میگریزد؟روزها میگذرند و پرسش اصلی این است که مرکز ثقل ذهن او بر چه میچرخد.ناامیدی،فقدان دلخوشی،و نبودن همراه و همسخن،همه اینها نه تقدیری ناگزیر، که نتیجه انتخابهاییاند که سالها پیش شکل گرفتهاند.رفاقت مدتهاست معنای نخستین خود را از دست داده؛شاید هنوز برای آنان که در جهانِ با شور و جنبوجوش خود زندگی میکنند،دوستی حقیقتی روشن باشد.اما برای کسانی که در انزوای خویش خو گرفتهاند،داشتن دوستی که نه فهمی همسنگ دارد و نه درکی از حال و روز و فرسودگی درونی تو،بیشتر به باری ناگزیر میماند تا نعمتی خواستنی.انسان گاه در میانه این افکار، به تنهایی خویش مینگرد.با خود میپرسد:اگر رابطهای آغاز شود،چیزی تغییر میکند؟بهتر خواهد شد،یا تنها زخمی دیگر بر زخمهای پیشین افزوده میشود؟آیا کسی هست که بتواند جهان درونیاش را بفهمد و با پیچوخمهای ذهن و نگاهش کنار بیاید؟ حتی میکوشد مراقب باشد مبادا به گفتوگوهای گاهبهگاه با یک آشنای دور وابسته شود؛وابسته نه به خودِ او، بلکه به عمل سخن گفتن،به عادتی که بهآرامی بدل به اعتیادی و آرامشی پنهان میشود.عادتی که دلش را نرم میکند و گاه احساس زنده بودن. تلاش میکند در گرداب روابط انسانی فرو نرود و به شبکهای از تعلقات بیریشه آلوده نشود.و با این همه،گاه چنین مینماید که این دشواریهای روزمره،از بیانگیزگی و بیاعتمادی گرفته تا احساس گریز از دیگران،خود پردهای هستند در برابر اندیشهای هولناکتر؛گویی نمایشیاند برای نگریستن به حقیقت عریان زندگی.مثالی ساده میتواند حرف هایم را آشکار کند : تمام مسائل روزمرهات، از تلخی ناامیدی تا سنگینی تنهایی، در یک سوی ایستادهاند؛و در سوی دیگر،پوچی ژرفی قرار دارد که همچون واقعیتی خاموش،در پس ذهن زیست میکند.تو برای فرار از اندیشیدن به آن پوچیِ ژرف نیاز داری که با آن همه روزمرگی ساختگی،که خود دردی بزرگ است دست و پنجه نرم کنی.در این میان، میتوان آن جدال ذهنی همیشگی را به سپری آهنین تشبیه کرد؛سپری آراسته به نقوشی قرون وسطایی و داستانهای پادشاه آرتور سوم و اسطوره ها.در برابر آن، حقیقت پوچ زندگی همچون شمشیری است دو دم،از جنس بهترین فولاد و ساخته ی اهنگرانی ماهر و بی روح، آغشته به لکههای خون نبردهای گذشته و آراسته به دستهای از زر. پرسش این است:اگر آن شمشیر بر سپرت فرود آید، چه رخ خواهد داد؟آیا سپر تو شکاف برمیدارد،درهم میشکند، یا از میانه دودست میشود و تو بیدفاع میمانی؟یا آنکه همه سنگینی و برندگی شمشیر در برابر استقامت سپرت ناچیز جلوه میکند؟! در نهایت،این تویی که باید بدانی:در این نبرد خاموش،کدامیک پیروز خواهد شد.سپرِ ساخته ذهن تو،یا شمشیر حقیقت زندگیات؟ تو کدام را میخواهی؟🤩🧚♂️🤩 🥩🥩🥩🥩 🥩🥩🥩🥩
𝐈𝐧𝐧𝐞𝐫 𝐒𝐩𝐚𝐜𝐞: post #287 — TG.ME
November 20, 2025 1.2K 9