ته‌مانده‌ی یک عصر، در فنجانِ خاطره آن عصر، همه‌چیز کمی دیرتر از همیشه… —          𝑽ē𝑵𝑶𝑹  — TG.ME

ته‌مانده‌ی یک عصر، در فنجانِ خاطره

آن عصر، همه‌چیز کمی دیرتر از همیشه اتفاق افتاد؛ انگار شهر حوصله‌ی رسیدن به شب را نداشت. میان حرف‌هایی که گفته نشدند، یک فکرِ کوچک جا ماند؛ از همان فکرهایی که اول شیرین‌اند و آخرشان ته‌مزه‌ای تلخ، مثل قهوه‌ی سردشده‌ی بعد از یک گفت‌وگوی طولانی.

و شاید رازِ آن عصر همین بود؛ بعضی لحظه‌ها قرار نیست اتفاق خاصی باشند، فقط می‌آیند، گوشه‌ای از دل می‌نشینند و سال‌ها بعد، بی‌خبر بوی یک خاطره‌ی دور را پس می‌دهند.
September 2, 2026 11