همدست کسی نباش که آسیب زدن به تو برایش کار سختی نیست. نگاه میکنم و میبینم گاهی در موقعیت آسیبزننده من هم به آن آدم یک چاقوی بُرندهتر دادهام که بهتر تکهپارهام کند. نه برای اینکه از زخمهای تازه و دردهای جدید لذت میبرم. فقط بهخاطر اینکه اغلب وقتها مراقب خودم نبودهام و انگار کسی هم بهم یاد نداده قسمتی از خودمراقبتی همین کاری نکردنهای بهموقع است؛ همین عقبنشینیها. اما بهجایش گاهی قلبم را رو به دیگری گرفتهام و گفتهام بفرما، اگر فکر میکنی با پاره کردن قلبم، اوضاع بهتر میشود میتوانی امتحانش کنی. موضوع این نیست که دیگران حق دارند به تو آسیب بزنند یا نه، مسئله این است که خودت کجا بایستی؟ کنار آن شخص و درحال محکم کردن انگشتهایش دور چاقویی که رو به قلبت گرفته؟ و لابد بهسادگی این همدستی را با ازخودگذشتگی و فداکاری اشتباه میگیری؟ اینها را به خودم گفتم؛ البته بعد از آنکه فهمیدم مراقبت کردن از خودم وقتی پا به دنیاهای کوچک و بزرگ دیگران گذاشتهام چقدر مهم است.
همدست کسی نباش که آسیب زدن به تو برایش کار سختی نیست. نگاه میکنم و… — من اینجـام، — TG.ME
August 22, 2025 299 1