چرا نمی‌توان از نو قانون اساسی نوشت؟ حاکمیّت از آنِ ملّت است. در این… — ایران همراه روایتی از تاریخ — TG.ME

‏چرا نمی‌توان از نو قانون اساسی نوشت؟ حاکمیّت از آنِ ملّت است. در این اختلافی نیست. بحث در روش اظهار آن است. نخستین اظهارِ حاکمیّت ملّت را که به شکل‌گیری دولت‌ملّت می‌انجامد «قوّه موسّس اوّلیه» می‌نامند. هر اظهار بعدی اراده ملّت، «ثانویّه» خواهد بود. تفاوت در آن است که قوّه موسّس ثانویه تنها حامل بخشی از قدرت اوّلیه خواهد بود نه همه آن. چون اگر می‌توانست هر بار به همان شدّت آن‌چه را که قبلاً خود تاسیس کرده فروبپاشاند و از نو بسازد، مفهوم حقوق بی‌معنی می‌شد. حقوق بر پایه انباشت داشته‌های پیشین می‌تواند تجلّی تداوم ملّت بودن باشد. هر بار که ملّت از بین نمی‌رود که از نو بشود قانون اساسی نوشت. قانون اساسی یک بار نوشته می‌شود؛ از آن پس اظهار قوّه موسّس، به شکل ثانویّه ظهور می‌کند یعنی ذیلی از قانون اساسی. برای همین است که در اغلب قانون‌های اساسی قفل «بندِ ابدیّت» وجود دارد: «مشروطه کلّاً و جزئاً تعطیل‌بردار نیست!» مردم با نوشتن قانون اساسی تعهّد می‌دهند که از آن‌پس، سوخت موتور قانون اساسی باشند. معنای بازپس‌گیری ایران در مبارزه با ج‌ا نیز همین است. رفراندُم ۵۸، ملّت را به توده‌ها تبدیل کرد. شَان ملّت دوباره باید به همان‌چه که بوده بازگردد. قرار نیست ملّت جدیدی تاسیس شود. همان ملّتی که بود باید احیاء شود. قانون اساسی مشروطه مختصر است. آلوده به فضولی‌های اکتیویستی نیست. رسالت بردن ملّت به بهشت را ندارد. تا کنون نیز سه بار با فراخواندن قوّه موسّس ثانویّه، خود را اصلاح‌کرده است. آن‌چه را که نیاز به اصلاح باشد، با تشکیل مجلس موسّسان چهارم، تصحیح می‌کنیم. بنابراین وقتی ملّتی برای اوّلین‌بار اراده می‌کند که کشور و حکومت مدرن بسازد، به آن «قوه مؤسس اولیه» می‌گویند. این اتّفاق مثل جنبش مشروطه فقط یک‌بار در تاریخ رخ می‌دهد. دفعات بعدی، مردم در حکم قوّه مؤسّس ثانویّه فقط می‌توانند همان ساختار قبلی را «اصلاح» کنند. اگر قرار باشد هر چند سال یک‌بار همه‌چیز را بکوبیم و از نو بسازیم، چیزی به نام «قانون» و «تداوم تاریخی یک ملّت» معنا پیدا نمی‌کند. قانون اساسی نوشته می‌شود تا به کشور ثبات بدهد، نه اینکه مدام صفر شود. آمریکا حدود ۲۵۰ سال است که همان قانون اساسی اولیّه را دارد و فقط به آن «متمم» (Amendment) اضافه کرده است. انگلیس هم قرن‌هاست بر پایه سنّت‌های حقوقی انباشته‌شده حرکت می‌کند. انقلابی‌گریِ مداوم و از نو نوشتن قوانین، معمولاً به بی‌ثباتی و دیکتاتوری‌های جدید ختم می‌شود. @IWanoH

June 2, 2026 246 2