☑️چراییِ شکست چپها در دانشگاه
"ما برای آنکه ایران، خانه خوبان شود؛
خون دلها خوردهایم..."
🖊فرهود ربیعی
از نخستین روزی که دانشگاه به پشتیبانی از خیزش ملی ایران برخاست، همه نشانهها گویای یک پیشرویِ باورنکردنی و پرشتاب از دل رویدادهای تازه بود.
ولی این شتاب چندان هم ساده به دست نیامده و هزینهی بالایی برای لایههای اندیشهورز ایران داشته است.
از جنبش اصلاحطلبانه دانشجویی در سال ۱۳۷۸ که به کشتار کوی دانشگاه انجامید، تا خیزش پادشاهیخواهانه دانشجویان در بهمن ۱۴۰۴ که به شهرهای بسیاری کشیده شده ۲۶ سال میگذرد و در این همه سال که چیرگی چپها بر دانشکاه سایه افکنده بود کمتر کسی باور میکرد که روزی دانشگاه از چنگ چپهای جمهوری اسلامی بیرون آید و درست در جایی بایستد که "سه فاسد" نگرانش بودند: جای درست تاریخ.
اینک باید پرسید این چرخش تاریخی از کجا پدید آمده و چگونه به ایستگاه "انقلاب ملی ایران" رسیده است؟
در سال گذشته، زندهنام بهرام بیضایی در گزارشِ واکاوانهی خود از چهرهی ویرانگر "روشنفکران چپ" رونمایی کرد، نخستین بار بود که یک اندیشمند خوشنام، یارهی چنین افشاگریای را پیدا کرد. این گزارش در کنار هزاران برگ و نوشته و دستک که دانشجویان در این سالها از کارکرد نابودگر چپهای اسلامگرا در دستگاه آموزشی دیده بودند، جوانان پرسشگر را به اندیشهای ژرف وا داشت تا جستجو کنند که چه کسانی و چرا با ایران دشمنی کردند و این رویکردِ چراجویی مایهی خیزش دانشگاه گردید تا به سرشت پاک خویش برگردند.
چپهای اصلاحاتچی، دهها سال مغز دانشجویان جوان را با ایدئولوژی مذهب و الگووارههای چپگرایی شستشو دادند تا مبادا روزی به بنیادهای فرهنگیِ خویش بازگردند و خواهانِ بازگشت ایران به نهاد شاهنشاهی شوند که یکباره همه چیز در یک دم واژگونه شد و فریاد "جاوید شاه" از دل دانشگاه، گوش پسماندههای روشنفکری چپ را کر کرد.
این راه پر پیچ و خم و دژخوار، آسان بهدست نیامده و آسان نیز از دست نخواهد رفت. چرا که همین نخستین گام برای آزادی ایران از چنگال رژیم خونآشامِ اسلامی چنان بلند و استوار برداشته شده که خیز بسیار بالایی را برای ساختن ایرانی باشکوه در چشمانداز خود میپیماید.
پایان چپ، پس از پایان دو فاسد دیگر، آغاز ایرانی آزاد را نوید میدهد که دست هر تباهی و کژرفتاری را از سوی هر بداندیش و بدخواه ملت ایران از هماکنون میبندد.
اگر شاهنشاه آریامهر در دوره پهلوی دوم با همهی زیرساختهای جاودانهای که از خود در ایران به یادگار گذاشت، نتوانست مغز چپزدهی دانشجویان را از اهریمن مارکسیسم اسلامی رهایی بخشد، پهلوی سوم با هشیاری شگفتانگیزی، راه مینویِ میهنپرستی را با ملت یکپارچه ایران با همهی اندیشهها و باورهای گوناگون هموار میکند.
آنچه در فردای پس از حکومت خوانخوار اسلامی آشکار است و جای تردید و نگرانی ندارد، شتاب تندِ پیشرفت ایران، پا به پای کشورهای جهان؛ در پرتو مغزهای نوشکفته و هازمانِ ایرانگرا است.
@IWanoH
4
2
2February 26, 2026 307 3 9