امشب اولین شبیه که قبل خواب چشمای کهکشانیت رو نمیبینم الهه من. عجیب نیست؟ فقط چند هفته است وارد زندگی هم شدیم، ولی نبودنت برای چند ساعت هم خیلی طولانی به نظر میرسه. میدونم هنوز چیز های زیادی در مورد هم نمیدونیم. شاید هنوز اسم تمام ترس هامون رو هم بلد نباشیم. ولی من اینو باور دارم که یه سری آدما خیلی زود تبدیل میشن به بخشی از قلبت و روحت که هیچوقت نمیخوای از دست بدی؛ دقیقا مثل تو. خودِ خودِ تو، عزیز هیونگ. ببخش شیرینم، خستگی زندگی امشب منو از تو دور کرد. ولی برای فردا شکستش میدم...نه؟ شبت بخیر جوجهِ ناز من. فردا میبینمت.
September 5, 2026 16