سایه های تاریکیات همچنان بر زندگیام بیرحمانه میتابد ، حضورت را در هیچ کجا احساس نمیکنم اما .. سرمای آخرین نگاهت ، تا استخوان وجودم را خشکانده ، سردیِ اخرین نگاهت خورشید قلبم را منجمد ساخت ، زِ سرمای قلبم خون در رگ هایم یخ بست ، اما دشواری اینجاست... تو در یخزدگی قلب و خونِ رگ هایم ، به جا مانده ای .
5
4August 11, 2024 562 11