- مورفین ..؟! با صدای پسرِ کوچک تری که در میان آغوشش ظریف و زیبا به نظر میرسید، نگاهش را به نیمرخِ بی نقصش داد: - چطور میتونی انقدر آرامش باشی و آرامش بدی؟! بی اختیار گوشه ی لبهایش برای لبخندی که دلیلش آن زیبایِ بی همتا بود ، کش آمد ، و با پایین آوردن سرش ، بوسهای مهمانِ موهایِ شبرنگ پسر کرد: - تو خودت آرامشی عمرِ من ، دلیلِ آرامشِ من تویی ، وگرنه این شهر پریشون تر از من به خودش ندیده .
9
7August 7, 2024 559 7