«زبالهدانی»
گلوِ اگزوز را دریدم
با همین دندان های شیریام.
طفلیام که تازه پستان به دهان گرفته.
من را نگاه کنید...
آهای...
همهی اطفال آرمیده در زبالهدانها
خوب من را نگاه کنید
چه چیزی را میمکید؟
من جان تمام ماشینهای این زبالهدانی را مکیدهام
آسفالت زیر ناخنهایم خشک شده است
و سرمههای چشمهایم
دودِ آخرین چرخ خط تولید.
آهای...
شما اطفالی که در زبالهدانها آرمیدهاید
خوب من را نگاه کنید
ایستادهام در آخرین خطِ تولید کارخانه
وقتی اگزوز را میجوم،
برایم یک جام بیاورید
از خون اطفالِ کشته شده در زبالهدانها.
-الفهیولا
#شعر
@Hayoulism
3
3
2
2December 5, 2025 1.6K 16