من دری رو بستم که یه عمر با تلاش باز نگهش داشتم‌. دردش مثل گیر کردن… — مثلاً روانشناسم! — TG.ME

من دری رو بستم که یه عمر با تلاش باز نگهش داشتم‌. دردش مثل گیر کردن انگشتم بین در بود، اما خب حتی اگه انگشتم قطع می‌شد دیگه چاره‌ای نداشتم، باید می‌بستمش. پشیمونم؟ نه. ناراحتم؟ یه جوری که انگاری قلبم دیگه تو سینه‌م نیست. همین.

September 4, 2026 1.4K 44