۳۲۸
در سوگ غریب مدینه و توس
"جا دارد اگر خون خورد از درد طبیبی
کأندر بلَد مردم بی درد طبیب است
از غربت دور از وطنان هیچ غمی نیست
ای وای برآن مرد که در خانه غریب است"
گر دشمن خونخواره زند نیش عجبی نیست
از دوست گراین نیش رسد وه! چه عجیب است
برگوی براین چرخ ستمگر که بجز کین
بر آل پیمبر چه ز إبدات نصیب است؟
زاندم که حسن زهرِ جفا بر جگر افتاد
آتش به دلِ منبر و محراب و خطیب است
نوشید چو آن آب، کشید از جگر آهی
کز دود دلش تیره فضا، خاک،لَهیب است
این ناله چه نالیست و این داغ چه داغی؟
کز وَلوله اش ضَجّه به ناقوس و صلیب است
بر تَشت چو لَختِ جگرِ پاک حسن ریخت
گفتا که خدایم به بر این عهد رَبیب است
یاد آمدم از تشت دگر، عهد دگر را
آهم به فلک زان ستمِ قومِ رَغیب است
کی تشت پر از خون جگر دید و دگر سر؟
غیر از دل زینب که براین امر شکیب است
زین ماتم عُظما بخدا! غیر خدا نیست
آگه ز دل دُخت نبی اش که حبیب است
رازیست دراین نکته که کس زان خبری نیست
جز حق که براین فاجعه آگاه و رقیب است
عبدی کند إقرار که خود نوحه سرا نیست
لیکش به نظر بُعدِ مصیبت چه رَحیب است!
گر نیست به قبر حسنش شمع و چراغی
در توس، رضا قُبّه مُنیر و چه رَطیب است!
"این عزّت توس، آن غم جانکاه مدینه
من در عجبم این چه فراز آن چه نشیب است!؟"
#عبدی_نعمتی_فداغی
بلد:ولایت،شهر
إبدا:آفرینش،ابدات:آغازکردنت
لهیب:شعله آتش
ضجّه:ناله وفریاد
ربیب:پرورده به عهدوپیمان
رغیب:شکم فراخ،کنایه از دنیاطلب
رقیب:نگهبان
رحیب:وسیع
رطیب:تروتازه
منیر:نورانی
قبّه:بارگاه
@Greenshadows6🖤
Forwarded from🍃 سایه های سبز 🍃
1August 12, 2026 41