تمام روزهای ابتدایی بهار من این کلماتم. بوی بهار و تازگی و زمین من رو به این روزها میاره. به سوختنم. به زمانی که پشت پنجرهی این اتاق ایستاده بودم و این کلمات رو مینوشتم درحالی که دنیای ساختهی هری درونم سبز بود و زنده نگهم میداشت. دارم گریه میکنم و هر لحظهای رو به یاد میارم که داشتم دستوپا میزدم اما لبخندهای اون وجود داشت تا همون دست موردنیازم بشه. برای من چهکار کرده تنها با نفسکشیدنش؟
April 2, 2025 5.9K 7