⌗ 𝐅𝐢𝐜𝐭𝐢𝐨𝐧 𝐒𝐨𝐮𝐫𝐜𝐞 •.
خـلاصـه فـیکـشـن:
زندگیم پر شده بود از درد و تحقیر. آزادی دیگه برام معنایی نداشت. من توسط یه عوضی همراه رویاهام توی قفس افتاده بودم و ناامیدانه توی جهنمی که برام ساخته بود، دست و پا میزدم. احساس میکردم مردم... تا اینکه بالاخره یه شب یکی از قفلها رو شکستم. اونشب تونستم کسی که 6 ماه یواشکی تحسینش میکردم و ازش خوشم میاومد رو از نزدیک ببینم. گارنر؛ مردی خودساخته و آزاد که روزها یه مکانیک محبوب و کاربلد بود، شبها یه ریسر خیابونی که با ماشینش چشم بسته خیابونهای لس آنجلس رو قورت میداد.
و من بیون بکهیون، مدل محبوب هالیوود، اعتراف میکنم که از اون شب همه چیز عوض شد. انگار از گور بلند شدم و دوباره متولد شدم. شاید این شروع یه زندگی جدید باشه؟
- من هیچوقت آزاد نبودم چان... اون من رو محدود میکنه و نمیذاره نفس بکشم.
+ منم هیچوقت قاتل نبودم بکهیون. ولی میتونم نفسش رو برات قطع کنم تا تو بتونی راحتتر نفس بکشی.
( وضعیت 𝐎𝐧𝐠𝐨𝐢𝐧𝐠 )
𝐍ame: #REVENANT
𝐂ouple: #ChanBaek
𝐆enre: Action, Drama, Romance, Smut
──────── 𝗪𝗔𝗧𝗧𝗣𝗔𝗗 𝗟𝗜𝗡𝗞 ───────

15
1August 15, 2026 635 19