زنی در شعرهای من عروس فصل باران است هوای دیده‌اش ابری، ولی لبهاش… — ♤ 𝐸𝓍𝓅𝑜𝓇𝒹 ♤ — TG.ME

زنی در شعرهای من عروس فصل باران است
هوای دیده‌اش ابری، ولی لبهاش خندان است

غرورش چون گلی زیبا، غمش اندازه ی دنیا
چه کرده عشق با این دل! که اینگونه پریشان است

ز تار موی خود هر شب، هزاران نغمه می‌سازد
ز رقص نرگس چشمش، دلِ آشفته حیران است

لب شیرین و رنگینش، ز حلوا دلبری کرده
ولیکن حرفهای او، اسیر بغض هجران است

تمام چشمها خیره به دنبال گل رویش
ولی چشمان او دائم برای یار گریان است

نمانده هیچ گل گویا به روی شاخه ی جانش
گلستان نگاه او ز باران چون نیستان است

زنی در شعرهای من، بدون عشق می‌میرد
مزارش خانه ی عشق و کسی بر او غزلخوان است

#مهتاب_بهشتی
September 7, 2026 17