بحثی درباره ابهام واگذاری حملات ضدکشتی به نیروی هوافضای سپاه برخی… — Exciton Computer Missile Program — TG.ME

بحثی درباره ابهام واگذاری حملات ضدکشتی به نیروی هوافضای سپاه

برخی می‌پرسند چرا جمهوری اسلامی (ج.ا) مقابله با شناورهای آمریکایی با کمک موشک‌های بالستیک ضدکشتی بلندبرد را به نیروی هوافضای سپاه سپرده است، نه به نیروی دریایی سپاه. عملیات با بالستیک‌های ضدکشتی بلندبرد تنها زمانی موثر است که شبکه‌ای درهم‌تنیده از ابزارهای اطلاعاتی با هم کار کنند تا موشک به هدف اصابت کند. این مفهوم را زنجیره کشتار (kill chain) می‌نامند. در چین، حمله با بالستیک‌های بلندبرد ضدکشتی که بعضا از عمق خاک چین پرتاب می‌شوند، بر عهده نیروی چهارم ارتش، یعنی نیروی موشکی است. این نیرو تا سال 2015 نیرو نبود و یگانی مستقل با نام "سپاه دوم توپخانه" محسوب می‌شد. با این حال نیروی موشکی چین چنین عملیاتی را کاملا مستقل اجرا نمی‌کند، بلکه اطلاعات چند نیرو به هم متصل می‌شود تا زنجیره کشتار شکل گیرد و حمله انجام شود. یک حمله بالستیک ضدکشتی چند مرحله کلی دارد:
1. شناسایی هدف (کشف)
2. تعیین موقعیت دقیق هدف
3. تخصیص آتش (با توجه به موقعیت هدف، کدام واحد، با چه وسیله‌ای و با چه تعداد پرتاب کند)
4. پرتاب موشک
5. ارزیابی نتیجه حمله و میزان آسیب

اطلاعات این حمله از چند نیرو تأمین می‌شود: نیروی دریایی چین، نیروی هوایی چین و نیروی فضایی (شاخه‌ای مستقل که جزو چهار نیروی اصلی نیست)... فارغ از میزان امکانات کنونی نیروی هوافضای سپاه، این نیرو در عمل وظایف چند نیروی ارتش چین را در خود تجمیع کرده است: واحدهای پهپادی شناسایی دوربرد (هرچند نیروهای دریایی سپاه نیز واحدهای پهپادی شناسایی خود را دارند)، ماموریت اصلی ماهواره‌ای و فضایی، پرتاب موشک‌های بردبلند، پهپادهای انتحاری تهاجمی و پدافند. به بیان دیگر، بخش مهمی از واحدهای شناسایی نیز در همین نیرو متمرکز شده است. هرچند این تمرکز مطلق نیست. برای نمونه، در شرایط عادی رادارهای فرا افق‌نگر ساحلی نیروی دریایی نقش مهمی در کشف موقعیت تقریبی شناور دارند.
باید توجه داشت که چین واحدهای خود را متناسب با گسترش توانمندی‌ها و راهبرد نظامی به تدریج مستقل کرده است. مثلا توپخانه دوم در سال 2015 از سطح یک واحد مستقل به سطح نیروی چهارم ارتش ارتقا یافت. برنامه فضایی و ماهواره‌ای چین که زمانی تحت نفوذ عمیق نیروی زمینی بود (و شاید هنوز باشد)، در سال ۲۰۲۴ به نیروی فضایی مستقل تبدیل شد. زیرا فعالیت‌های فضایی چین بسیار گسترده شده است. واحد فضایی ارتش چین اطلاعات تجمیع‌شده واحدهای نظامی و غیرنظامی را دریافت می‌کند. چنین وضعیتی با امکانات محدود واحدهای نظامی ج.ا برقرار نیست. از سوی دیگر، ج.ا از توان چین برای هماهنگ‌سازی واحدهای مستقل فرماندهی برخوردار نیست و همین امر می‌تواند اختلال سازمانی پدید آورد. امری که در قرارگاه پدافندی مشترک نیز دیده شد.

اما محول شدن این وظیفه دلایل رزمی نیز دارد، یکی از دلایل اهمیت بالستیک‌های ضدکشتی این است که پرتاب از عمق امن‌تر سرزمینی را ممکن می‌کنند، پایگاه های زیرزمینی گسترده ای که در اختیار هوافضای سپاه است. موضوعی که چین نیز روی آن حساب می‌کند. پرتاب موشک ضدکشتی نیروی هوافضای سپاه از اصفهان نمونه‌ای از همین منطق است. بنابراین بحث فراتر از تجهیزات نیروی دریایی و امکانات دفاع ساحلی است. وضعیت شناسایی ساحلی ارتش و سپاه به شدت سرکوب شده است. هرچند این قابلیت به صفر نرسیده. هدف قرار دادن ناوها در عمق دریا به چیزی بیش از شناسایی ساحلی با برد محدود نیاز دارد و با شرایط فعلی واحدهای دریایی احتمالا اطلاعات محدودتری به نیروی هوافضای سپاه می‌افزایند.

پی‌نوشت: توضیحی درباره تخصیص آتش

برای تخصیص آتش می‌توان چند مرحله در نظر گرفت:

1. اولویت‌بندی اهداف
فرض کنید یک ناوگروه شامل ناو هواپیمابر، ناوشکن‌های اسکورت تهاجمی-پدافندی و شناور تدارکاتی باشد. با توجه به موقعیت و تعداد اهداف، نخست به کدام یک باید حمله کرد تا ضربه موثر باشد؟ به خود ناو هواپیمابر، یا به ناوشکن‌های اسکورت که سد دفاعی را تشکیل می‌دهند و اولویت دفاعی کمتری دارند؟

2. کمی‌سازی مهمات
چند موشک لازم است تا سامانه دفاعی ناو اشباع شود و احتمال اصابت افزایش یابد؟

3. تطابق سکوی حمله با هدف
با توجه به موقعیت هدف، کدام یگان، از کدام محل استقرار و با چه نوع موشکی باید حمله کند؟

4. زمان‌بندی حمله
ناو در چه زمانی در بهترین موقعیت برای حمله قرار دارد؟ آیا حمله زودتر واقعا برای راهبرد کلان دفاعی موقعیت بهتری فراهم می‌کند؟

پایان (محسن ریحانی)

@Exciton_missile_program 🚀
September 8, 2026 16.5K 119