𝗘𝗏𝗂𝗆𝗂𝗓𓍯𝖭𝖺𝗆𝖾: #𝖠𝗆𝖺𝗋𝖺𝗇𝗍𝗁 𝖯𝖺𝗋𝗍: پانزدهم چشمام رو که باز کردم،تا چند لحظه هیچ صدایی نمیشنیدم و جلوی چشمام تار بود. با واضح شدن دیدم،داداش عادل و زنداداش اسمه رو بالای سرم دیدم که با نگرانی بهم خیره شده بودن. - ایسو...بیدار شدی؟! سعی کردم کمی بلند شم که سرم گیج رفت…دارای مقدار قابل توجهی ایسدیل😂😔t.me/Evimizz1/5160Translate19September 6, 2026 132