دلش برای خودش تنگ شده بود؛
برای آن آدمی که روزی از ته دل میخندید،
بی دلیل هیجان زده میشد،
به چیز های ساده دل میبست و شب ها
با ذهنی آرام سر بر بالش میگذاشت.
روزگار میان اون و خودش فاصله انداخت.
آنقدر که دیگر به خاطر نمی اورد از کدام نقطه،
خودش را پشت سر گذاشته است.
حالا تنها دلش میخواست یک بار دیگر،
خودش باشد...🖤
#شبتون بدون غم💔😔✋
1
1September 1, 2026 246 4