Blue: post #4850 — TG.ME

حقیقت این است که این روزها احساس می‌کنم کارهای آنچنانی با این دنیا ندارم. حتی همین کارهای معمولی. با دشت‌ها، با باد، با طراوت باران. با صدای بادی که می‌پیچید لای برگ‌های درخت روبه‌روی پنجره‌ام. چه سفرها که داشته‌ام، با این باد، آن وقت‌ها وقتی می‌پیچید لای برگ‌های تازه، جسم زمینی مرا هم با خود می‌برد، دور. شعری می‌میرد در پستوی فراموشی، سرودهای زمینی‌ به آسمان ‌نمی‌رسند، شب بی‌ستاره صبح می‌شود، چراغ‌ها راهنمای من نیستند. همه چیز ساده و در تکرار. همه چیز ساده و در تکرار.

August 23, 2026 124 1