انقلابی روی پیراهن
امه سزر و جام جهانی در عصر حافظههای حذفشده
جام جهانی ۲۰۲۶ تنها دومین حضور هائیتی در تاریخ این رقابتهاست. اما این بار، مسئله فوتبال نیست. مسئله انقلابی است که بیش از دو قرن پیش جهان را تغییر داد و هنوز نمیتواند بیحاشیه روی یک پیراهن فوتبال ظاهر شود.
در آستانه مسابقات، فیفا از فدراسیون فوتبال هائیتی خواست بخشی از طراحی پیراهن تیم ملی این کشور را تغییر دهد؛ تصاویری از مبارزان انقلاب هائیتی و ارجاعی به نبرد ورتیر، نبردی که در سال ۱۸۰۳ راه را برای استقلال این کشور هموار کرد. استدلال فیفا ساده بود: لباس تیمهای ملی نباید حامل پیامهای سیاسی باشد. اما همین تصمیم پرسشی را پیش روی ما قرار میدهد که بسیار فراتر از فوتبال است: چرا انقلابی که بیش از دویست سال از آن گذشته، هنوز سیاسی تلقی میشود؟
برای فهم این پرسش، میتوان به سراغ امه سزر رفت؛ شاعر و متفکر مارتینیکی که در «گفتار درباره استعمار» نوشت استعمار فقط سرزمینها را اشغال نمیکند، بلکه حافظهها را نیز سازماندهی میکند. استعمار تعیین میکند چه چیزی «تاریخ» نامیده شود و چه چیزی «مسئله». کدام روایتها به بخشی از حافظه جهانی تبدیل شوند و کدام در حاشیه باقی بمانند.
اگر از این منظر به ماجرای پیراهن هائیتی نگاه کنیم، با یکی از بزرگترین سکوتهای تاریخ مدرن روبهرو میشویم. دو قرن پیش، در مستعمره فرانسوی سندومینگ، بردگان سیاهپوست به رهبری توسن لوورتور و دیگر مبارزان انقلاب هائیتی، نظامی را به چالش کشیدند که بر بردگی و سلسلهمراتب نژادی استوار بود. این انقلاب تقریباً همزمان با انقلاب فرانسه رخ داد، اما در یک معنا از آن نیز فراتر رفت. اگر انقلاب فرانسه آزادی و برابری را اعلام کرد، انقلاب هائیتی آن را برای کسانی محقق کرد که در نظم جهانی آن روز اساساً انسان به شمار نمیآمدند.
با این همه، انقلاب هائیتی هرگز جایگاهی متناسب با اهمیت خود در حافظه جهانی پیدا نکرد. هنگامی که از انقلابهای بزرگ عصر مدرن سخن میگوییم، نام پاریس، مسکو و واشنگتن به سرعت به ذهن میآیند، اما هائیتی اغلب غایب است. گویی تاریخ مدرن، انقلابی را که توسط بردگان سیاهپوست رقم خورده بود، کمتر از انقلابهایی که توسط نخبگان اروپایی و آمریکایی هدایت میشدند، به رسمیت شناخت.
این فراموشی فقط به کتابهای تاریخ محدود نماند. حتی در سنتهای مترقی غرب نیز میتوان رد آن را دید. کارل مارکس در نامهای به آبراهام لینکلن از لغو بردهداری در آمریکا به عنوان نقطه عطفی در تاریخ آزادی انسان استقبال کرد، اما انقلابی که دههها پیش از آن در هائیتی بردگان را آزاد کرده بود، هرگز جایگاهی مشابه در روایتهای مسلط مدرنیته نیافت.
شاید همین جا باشد که پارادوکس اصلی جام جهانی ۲۰۲۶ آشکار میشود. فرزندان انقلاب هائیتی امروز پا به سرزمینی میگذارند که بخشی از تاریخ خود را وامدار همان انقلاب فراموششده است. از تأثیر هائیتی بر مبارزه با بردهداری گرفته تا نقش آن در شکلگیری آمریکای پس از استقلال، ردپای آن انقلاب در تاریخ قاره آمریکا دیده میشود. با اینحال، همان انقلاب هنوز نمیتواند بدون حساسیت و مناقشه بر روی پیراهن تیم ملی هائیتی ظاهر شود.
به همین دلیل، ماجرای پیراهن هائیتی بیش از آنکه یک بحث ورزشی باشد، بحثی درباره حافظه است. درباره اینکه چه کسانی حق دارند گذشته خود را روایت کنند و چه کسانی هنوز باید برای به رسمیت شناخته شدن تاریخشان توضیح بدهند. مسئله فقط چند تصویر کوچک روی یک لباس نیست؛ مسئله جایگاه یک انقلاب در حافظه جهانی است.
اگر امه سزر امروز روی سکوهای یکی از ورزشگاههای جام جهانی ۲۰۲۶ مینشست، احتمالاً نگاهش کمتر به زمین مسابقه بود و بیشتر به همان پیراهنی که از آن خواستهاند بخشی از تاریخ خود را پنهان کند. او در این ماجرا یک مناقشه ورزشی نمیدید؛ نشانهای از همان چیزی را میدید که سالها پیش دربارهاش نوشته بود: اینکه استعمار فقط بر سر سرزمینها جنگ نمیکند، بر سر حافظهها نیز میجنگد. بعضی انقلابها تاریخ میشوند و بعضی دیگر، حتی پس از دو قرن، همچنان باید برای حقِ بهیاد آورده شدن بجنگند.
#جام_و_جامعه_در_90_دقیقه
#جام_جهانی_2026
#انقلاب_هائیتی
#امه_سزر
#استعمارزدایی
#حافظهی_تاریخی
📚 آذربایجان را جامعهشناسانه بخوانیم.
@ISA_Tabriz
@iran_sociology
Forwarded fromانجمن جامعه شناسی ایران | آذربایجان شرقی

11June 12, 2026 506 4