مُجابیِ عزیزِ ما هم ما را ترک کرد. و حیف از این مردِ نازنین. اگر… — دُرِّ دَری — TG.ME

مُجابیِ عزیزِ ما هم ما را ترک کرد. و حیف از این مردِ نازنین. اگر اشتباه نکنم واپسین بار، پس از رفتنِ سپانلو دیدمش. و حالا چند سال از آن دیدار گذشته است. آشناییِ ما به سال‌هایِ پیش از انقلاب برمی‌گردد. من در کیهان کار می‌کردم و او در اطلاعات. مهم‌ترین ویژگیِ او فروتنی‌اش بود، و پس از آن طنزی ظریف که در بیان و نوشته‌هایش موج می‌زد. یکی دو باری به برلین آمد. با عبّاسِ معروفی و او نشست‌هایی داشتیم. گاهی در خانه و گاه در کافه‌ای یا رستورانی. هنرمندی همه‌فن‌حریف بود. هم شاعر بود، هم نویسنده و هم روزنامه‌نگار. به نقّاشی علاقهٔ خاصّی داشت. برادری داشت به نامِ حسین، که نقّاشِ زبردستی بود و در جوانی از میان رفت. شاید همین موجب می‌شد که علاقه‌اش به نقّاشی دو چندان جلوه‌گر شود. در کانونِ نویسندگانِ آن روزگار با هم خاطره‌هایی داشتیم. پس از بازگشت به ایران یکی دو باری به خانه‌اش در کویِ نویسندگان رفتم. مهمان‌نواز بود. دوست بود. صمیمی بود. دیگر چه بگویم یا بنویسم که بیانگرِ گوشه‌ای از شخصیّتِ جوادِ مُجابی باشد و دیگران ندانند.
به دوستِ قدیمی‌ام خانمِ مجابی و دیگر عزیزانش صمیمانه تسلیت می‌گویم. جواد با همهٔ خاطره‌هایش همیشه و هنوز در میانِ ماست.

جلال سرفراز

https://t.me/Dorreedari
Telegram
دُرِّ دَری
محفلِ دوستدارانِ ادب و تاریخِ ایران‌زمین @Sh1er9vi8n9
❤4👍2
September 5, 2026 87