گزارش جلسه با دکتر عباس کاظمی
در سومین دوره دوران، دکتر عباس کاظمی به بررسی تجربه زمان معلق، انتظار، فرسودگی، ناامیدی و انسداد افق آینده پرداختند و از خلال مفاهیم جامعهشناختی مختلف، تلاش کردند نسبت جامعه با گذشته، اکنون و آینده را توضیح دهند.
در ابتدای جلسه، مفهوم منظومهنگری (Constellation) مطرح شد. بر اساس این نگاه، جامعه مجموعهای از عناصر پراکنده اما مرتبط است که در کنار یکدیگر یک منظومه را شکل میدهند. از این منظر، گذشته، اکنون و آینده نیز نباید به صورت یک خط زمانی ساده و جدا از هم در نظر گرفته شوند، بلکه باید آنها را در ارتباط متقابل با یکدیگر و به مثابه اجزای یک منظومه فهم کرد.
در ادامه، مفهوم کامنسنس یا باورهای بدیهی و پذیرفتهشده اجتماعی مورد بحث قرار گرفت. این باورها چنان در زندگی اجتماعی ریشه دارند که به آسانی مورد پرسش قرار نمیگیرند و تغییر آنها نیازمند زمان و تحولات عمیق اجتماعی است. از همین رو، تغییر در کامنسنس میتواند نشانهای از یک دگرگونی اجتماعی عمیق باشد.
بخش دیگری از جلسه به اهمیت احساسات اجتماعی اختصاص داشت. احساسات در سطح خرد میتوانند نشانهای از تحولات گستردهتر در جامعه باشند؛ چراکه تغییر احساسات میتواند به تغییر رفتار منجر شود. از این منظر، جامعهشناسی برای شناخت فرهنگهای در حال شکلگیری و رفتارهای آینده، نیازمند ابزارهایی برای فهم و مطالعه احساسات است.
در همین چارچوب، سه نوع فرهنگ بررسی شد: فرهنگ مسلط، فرهنگ باقیمانده و فرهنگ نوظهور. فرهنگ مسلط با ساختارها و سازوکارهای رسمی جامعه پیوند دارد؛ فرهنگ باقیمانده به عناصر فرهنگی ریشهداری اشاره میکند که در برابر تغییرات نسلی و ظهور فرهنگهای جدید مقاومت بیشتری دارند؛ و فرهنگ نوظهور شامل ارزشها، رفتارها و ساختارهایی است که در حال شکلگیریاند و میتوانند نشانهای از تغییرات آینده جامعه باشند.
مفهوم دیگری که مورد توجه قرار گرفت، نوستالژی بود. نوستالژی نوعی بازخوانی گزینشی گذشته است که در شرایط بحرانی تقویت میشود و میتواند برای ذهن نقش پناهگاه داشته باشد. در نوستالژی تأملی، امکان گفتوگوی انتقادی میان گذشته، حال و آینده وجود دارد و گذشته دستنیافتنی تلقی میشود؛ در مقابل، نوستالژی بازدارنده با ایدئولوژیهای سیاسی و ملیگرایی پیوند بیشتری دارد و با سادهسازی گذشته، در پی احیای آن است، بدون آنکه امکانپذیری این بازگشت را لزوماً مورد پرسش قرار دهد.
در ادامه، بر اهمیت جنبشهای اجتماعی تأکید شد. از این منظر، جنبشهای اجتماعی به دلیل تأثیرگذاری بر باورها و کامنسنس جامعه، میتوانند تغییراتی پایدارتر و عمیقتر از تغییرات صرفاً سیاسی ایجاد کنند.
در پایان، مفهوم رتروتوپیا به عنوان یکی از صورتهای مواجهه با انسداد آینده مطرح شد. زمانی که امید و امکان تصور آینده کاهش پیدا میکند، گذشته میتواند جایگزین آینده آرمانی شود و به پناهگاهی ذهنی تبدیل گردد. بنابراین، بازگشت به گذشته الزاماً ناشی از علاقه صرف به گذشته نیست، بلکه میتواند نتیجه ناتوانی در تصور آینده و از دست رفتن ظرفیت تخیل اجتماعی باشد.
در مجموع، جلسه دکتر کاظمی نشان داد که برای فهم تجربه زیسته جامعه در وضعیت بیثبات، باید رابطه پیچیده میان احساسات، فرهنگ، حافظه جمعی و تصور آینده را در نظر گرفت؛ زیرا هنگامی که آینده دیگر قابل تصور نباشد، گذشته میتواند جای آن را بگیرد.
اینستاگرام | تلگرام
8
1
1September 2, 2026 68 1









